دخترک تنهای اجتماعی

من در میان جمع و دلم جای دیگر است...

انسان16

سوره 16: النحل

خَلَقَ الإِنسَانَ مِن نُّطْفَةٍ فَإِذَا هُوَ خَصِیمٌ مُّبِینٌ ﴿4﴾ 
انسان را از نطفه‏اى آفریده است آنگاه ستیزه‏جویى آشکار است (4) 
نکته ها
آیه چهارم این سوره، مشابه آیه 77 سوره یس است که مى‏فرماید: «خلقناه من نطفة فاذا هو خصیم مبین و ضرب لنا مثلاً و نسى خلقه» یعنى با آنکه ما او را از نطفه‏اى آفریده‏ایم، امّا چنان به خود مغرور شده که در برابر ما به دشمنى برمى‏خیزد و براى ما این مثال را مى‏زند که چگونه استخوان‏هاى پوسیده، دوباره زنده مى‏شوند، گویا او آفرینش خودش را فراموش کرده است.
پیام ها
1- آفرینش آسمان و زمین، بیهوده و باطل نیست، بلکه بر حقّ استوار است. «خلق... بالحقّ»
2- کدام بُت ویا معبودى مى‏تواند در خلقت، شریک خداوند باشد؟ «خلقِ... تعالى عمّا یشرکون»
3- مبارزه با شرک، باید مستمّر و مداوم باشد. جمله‏ى «تعالى عمّا یشرکون» در آیه اوّل و سوّم تکرار شده است.
4- غرور و تکبّرِ انسان تا بدان حدّ است که در برابر خالق خود به خصومت و اظهار دشمنى مى‏پردازد. «خصیم مبین»

۱ نظر

انسان 14

سوره 10: یونس

 

وَإِذَا مَسَّ الإِنسَانَ الضُّرُّ دَعَانَا لِجَنبِهِ أَوْ قَاعِدًا أَوْ قَآئِمًا فَلَمَّا کَشَفْنَا عَنْهُ ضُرَّهُ مَرَّ کَأَن لَّمْ یَدْعُنَا إِلَى ضُرٍّ مَّسَّهُ کَذَلِکَ زُیِّنَ لِلْمُسْرِفِینَ مَا کَانُواْ یَعْمَلُونَ ﴿12﴾

و چون انسان را آسیبى رسد ما را به پهلو خوابیده یا نشسته یا ایستاده مى‏خواند و چون گرفتاریش را برطرف کنیم چنان مى‏رود که گویى ما را براى گرفتاریى که به او رسیده نخوانده است این گونه براى اسرافکاران آنچه انجام مى‏دادند زینت داده شده است (12(

نکته ها

بارها خداوند از ناسپاسى انسان گِله کرده که در هنگام اضطرار و سختى خدا را مى‏خواند، ولى پس از حلّ مشکل، از خدا غافل مى‏شود و او را فراموش مى‏کند.


پیام ها

- ایمان به خداوند، در عمق روح انسان عجین شده و حوادث تلخ، عامل بیدارى این وجدان وفطرت خداجوى اوست. «مسّ الانسان الضّر دعانا»
2- آنان که دعا و نیایش موسمى دارند، مورد انتقاد وکارشان بى‏ارزش است. «مس الانسان الضّر دعانا»
3- دعا در هر حال جایز است؛ ایستاده، نشسته یا خوابیده. «جنبه، قاعداً، قائماً»
4- نیایش خالصانه، سبب رفع گرفتارى است. «دعانا... کشفنا»
5 - رفاه، زمینه‏ى غفلت است. «فلمّا کشفنا عنه مرّ کان لم یدعنا»
6- انسان، ناسپاس است. «مرّ کان لم یدعنا»
7- آنان که خدا را فراموش کنند، زندگى مادّى در نظرشان زیبا جلوه مى‏کند. «زیّن للمسرفین»
8 - فراموش کردن الطاف خداوند، نوعى اسراف است. «مرّ... للمسرفین»
9- هر کس در رفاه، غافل ودر گرفتارى دعا کند، مسرف است. «مسّ الانسان الضّر دعانا... فلمّا کشفنا عنه مرّ... زیّن للمسرفین»
10- مرفّهان، از خودراضى‏اند. «زیّن للمسرفین ما کانوا یعملون»

۰ نظر

انسان 12

سوره 17: الإسراء

 

وَإِذَا مَسَّکُمُ الْضُّرُّ فِی الْبَحْرِ ضَلَّ مَن تَدْعُونَ إِلاَّ إِیَّاهُ فَلَمَّا نَجَّاکُمْ إِلَى الْبَرِّ أَعْرَضْتُمْ وَکَانَ الإِنْسَانُ کَفُورًا ﴿67﴾

چون در دریا به شما صدمه‏اى برسد هر که را جز او مى‏خوانید ناپدید [و فراموش] مى‏گردد و چون [خدا] شما را به سوى خشکى رهانید رویگردان مى‏شوید و انسان همواره ناسپاس است 67

 

 

نکته ها
یکى از دلایل فطرى بودن توحید، این است که انسان در حالت درماندگى و ناامیدى از همه وسایل مادّى، متوجّه یک نقطه غیبى مى‏شود که او را نجات دهد.
شخصى منکر خدا، از امام صادق‏علیه السلام دلیلى بر اثبات خدا مى‏خواست. حضرت پرسید: آیا تاکنون سوار کشتى شده‏اى که دچار حادثه شود؟ گفت: آرى، یک بار در سفرى دریایى کشتى ما متلاشى شد و من بر تخته پاره‏اى سوار شدم. امام پرسید: آیا در آن هنگام، دل تو متوجّه قدرتى بود که تو را نجات دهد؟ گفت: آرى. فرمود: همان قدرت غیبى، خداست.


پیام ها

1- ایمان و توبه‏ى موسمى و موضعى ارزشى ندارد. «مسّکم الضرّ...» 
2- در گرداب خطر، انسان یکتاپرست مى‏شود، «الاّ ایاه» و نارسایى همه‏ى اسباب ظاهرى و پندارى روشن مى‏گردد. «ضلّ مَن تدعون» 
3- فاصله گرفتن از وسایل مادّى، عامل درک بهتر حقایق است. «مسّکم‏الضرّ فى البحر ضلّ مَن تدعون الاّ ایّاه» 
4- جز خداوند، هر معبودى محو و نابود مى‏شود. «ضَلّ مَن تدعون الاّ ایّاه» 
5 - دعاى خالصانه مستجاب مى‏شود. «الاّ ایّاه فلمّا نجّاکم» 
6- آسایش، عامل غفلت است. «نجّاکم الى البَرّ اعرضتم» 
7- جاذبه‏هاى دنیا به قدرى دلفریب است که انسان پس از ساعتى نجات از مهلکه، همه چیز را فراموش مى‏کند. «فلمّا نجّاکم... اعرضتم» 
8 - فراموش کردن خداوند پس از نجات، جلوه‏ى روشن کفران است. «و کان الانسان کفوراً» 


 

۰ نظر

انسان 7

سوره 14: إبراهیم

 

وَآتَاکُم مِّن کُلِّ مَا سَأَلْتُمُوهُ وَإِن تَعُدُّواْ نِعْمَتَ اللّهِ لاَ تُحْصُوهَا إِنَّ الإِنسَانَ لَظَلُومٌ کَفَّارٌ ﴿34﴾

 

 

از هر چه از او خواستید به شما عطا کرد و اگر نعمت‏خدا را شماره کنید نمى‏توانید آن را به شمار درآورید قطعا انسان ستم‏پیشه ناسپاس است (34)

نکته ها

در آیه‏ى 18 سوره‏ى نحل مى‏خوانیم: «ان تعدوا نعمت‏اللَّه لاتحصوها انّ اللَّه لغفور رحیم» اگر بخواهید نعمت‏هاى خدا را بشمارید نمى‏توانید. همانا خداوند بخشنده ومهربان است.
در آیات قبل خواندیم که رهبران فاسد، مردم را به سوى غیر خدا دعوت مى‏کنند. «جعلوا للَّه اندادا» این آیه مى‏گوید: با آنکه از غیر خدا هیچ کارى ساخته نیست و هر که هر چه دارد از آنِ خداست ولى انسان، بى‏توجّه و ناسپاس است.
«عدّ» یعنى شمردن، «احصاء» یعنى شمردن با دقت بگونه‏اى که هیچ چیز از قلم نیفتد.


پیام ها

1- عوامل تولید در اختیار انسان است. (آب، خاک و نور خورشید ...) اگر نارسایى و کمبودى وجود دارد به خاطر مدیریّت غلط و توزیع نامطلوب است. «و آتیکم من کلّ... ان الانسان لظلوم کفّار»
2- خدایى که بشر را آفرید، همه‏ى نیازهاى او را از راه درست برآورده ساخت، اما انسان بدنبال رفع نیازهاى خود از راه گناه است. «اتاکم من کل ما سالتموه... ان الانسان لظلوم کفار»
3- انسان موجودى نیازمند و محتاج است. «سألتموه»
4- انسان قدرت ندارد نعمت‏هاى خدا را بشمارد، چه رسد به این که بخواهد شکر آنها را به جاى آورد. «لاتحصوها»
5- اگر انسان از نعمت‏هاى الهى درست استفاده نکند، بسیار ستمگر و کفران کننده است. «لظلوم کفّار»

 

 

۰ نظر

انسان 4

سوره هود

وَلَئِنْ أَذَقْنَا الإِنْسَانَ مِنَّا رَحْمَةً ثُمَّ نَزَعْنَاهَا مِنْهُ إِنَّهُ لَیَؤُوسٌ کَفُورٌ ﴿9﴾

و اگر از جانب خود رحمتى به انسان بچشانیم سپس آن را از وى سلب کنیم قطعا نومید و ناسپاس خواهد بود (9)

نه هر نعمتى نشانه‏ى محبّت خداست و نه گرفتن هر نعمتى، نشانه‏ى قهر و غضب است، بلکه چه بسا آزمایش الهى است.
انسان چون حکمت الهى و مصالح امور را نمى‏داند، زود قضاوت مى‏کند، مأیوس مى‏شود و کفر مى‏ورزد.

 

پس.........

 

کامیابى‏هاى انسان تنها در حدّ چشیدن است. «اذقنا الناس.»..1-
2 نعمت‏هاى الهى، فضل و رحمت خداست، نه استحقاق ما. «اذقنا... رحمةً»
3- اگر مدّت کامیابى انسان طول کشید، مغرور نشویم. «اذقنا... ثمّ نزعناها» («ثمّ» نشانه‏ى مدّتى طولانى است)
4- دادن‏ها و گرفتن‏ها به دست اوست. «اذقنا... نزعناها»
5 - گرفتن رحمت از انسان، براى او سخت است. «نزعناها» («نَزع» کشیدن همراه با سختى است)
6- انسان کم ظرفیّت است و با از دست دادن نعمتى، از رحمت گسترده‏ى الهى مأیوس مى‏شود. «ثمّ نزعناها ... انّه لیؤس»
7- ایمان ما به خداوند نباید وابسته به کامیابى‏ها وشیرینى‏هاى زندگى باشد. «نزعناها... انّه لیؤس»
8 - یأس از رحمت خداوند، مقدّمه‏ى کفر وناسپاسى است.(18) «انّه‏لیؤسٌ کفور»

۱ نظر
About me
افسرده نیستم از قضا در فضای حقیقی یک انسان سالم، پر انرژی و سرزنده هستم که همیشه در پی چیزی میدود
در میان جمع هم هستم منتها دلم پی افکارم هست پی انچه برایش میدوم و حتی دلم میخواهد پی انی باشد که از همگان ارزشمند تر است برای پیروی
عنوان وب اما باید تشریح شود
تنهام به این معنا که دل به دل کسی نمیدهم در تنهایی های خودم سیر می کنم و بهترین لحظات زندگی ام ان وقت هایی است که با خودم در خلوت ترین نقاط قدم میزنم
تنها نیستم چون شکر خدا انقدر دوستان و خانواده ی خوبی دارم که هر لحظه که بخواهم یک ادم خوب و سالم را کنارم دارم.
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان