دختر کویر

با خودت مرا ببر ، خسته ام از این کویر

آغاز ماشینیسم و خودسانسوری

در پارک قدم میزدم که صدای پسرک 7-8 ساله ای توجهم را به خودش جلب کرد. پسرک به همراه دو نفر از دوستانش بود و داشت به عنوان بزرگتر به آن ها توضیح می داد که "من هم خیلی از این اتفاق ناراحت شدم اما گریه نکردم چون ما پسریم گریه مال دخترهاست" و مدام سعی داشت این اصل را که "مرد گریه نمی کند" به طرق مختلف حالی آن طفل معصوم ها کند.

در دلم غمگین شدم. از این فرهنگ غلطی که از بچگی به کودکانمان یاد میدهیم موقع ناراحتی نباید علائم ناراحتی را از خود بروز بدهند. موقع خوشحالی حق ندارند جلف بازی دربیاورند و ما شاید تقریبا انتظار ربات هایی را داریم در قالب یک تن چنانکه خودمان پرورانده شدیم.

ما گاهی حتی نمی فهمیم در هر لحظه چه احساسی داریم. احساسات و افکار را نمی توانیم از هم تمییز بدهیم و این همه خودناشناسی هر روز ما را از خود واقعی مان و بروز و ظهور استعدادهای جدی مان دورتر می کند. 


ما گویا دلمان میخواهد همیشه یک حالت داشته باشیم و به همه چیز یک مدل واکنش نشان بدهیم.


چه کسی گفت خنده زیباست؟ 

و گریه آن حالت نازیباست؟

۲ نظر

احساسات خدا

سلام

 سوال؟

ایا خدا احساسات دارد؟

جواب:

احساست مربوط به ماده و جسم است پس خدا احساسات ندارد چرا که اگر داشت خدا ماده محسوب میشد و ماده محدودیت می اورد و خدایی که محدود باشد دیگر خدانیست

و اما....

پس خشم خدا و رحمت خداوامثالهم چه چیزی هستند؟

خشم خدا عدم توجه او و برداشتن رحمتش است که اینها به معنای احساست نیست و مبنای عدم توجه اعمال ما هستند


پ ن:


از انجایی که راههای مختلفی برای اثبات این مسائل وجود دارد لطفا شما هر روش دیگری را که میتوانید بیان بفرمایید

با تشکر:)


بـه امـیـد گـوشـه چـشمـی

۰ نظر
About me
خسته ام از این کویر ، این کویر کور و پیر
این هبوط بی دلیل ، این سقوط ناگزیر

آسمان بی هدف ، بادهای بی طرف
ابرهای سر به راه ، بیدهای سر به زیر

ای نظاره ی شگفت ، ای نگاه ناگهان
ای هماره در نظر ، ای هنوز بی نظیر !

آیه آیه ات صریح ، سوره سوره ات فصیح
مثل خطی از هبوط ، مثل سطری از کویر

دیدمت ولی چه دور ! دیدمت ولی چه دیر
این تویی در آن طرف ، پشت میله ها رها

دست خسته ی مرا ، مثل کودکی بگیر
با خودت مرا ببر ، خسته ام از این کویر
گزیده ای از شعر قیصر امین پور
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان