دخترک تنهای اجتماعی

من در میان جمع و دلم جای دیگر است...

دکتر عجیب و ملت دردمند

 رفتم دکتر تو سالن انتظار اینقدر که ملت همه بی هیچ ابایی از نداری و دردها میگفتن غصه ام گرفت و شاید احساس دقیق تری که پیدا کردم سرگردونی با اندکی ناامیدی بود.

وارد مطب دکتر شدم تازه قضیه بدتر شد

ادامه مطلب جزئیات امروز رو نوشتم چیز خاصی نیست من واسه خودم نوشتم البته....ولی اگه کنجکاو شدید بخونید....



میرم کلینیک میگم از فلان دکتر وقت میخوام میگه نیست.    

میگم خودش گفته عصر بیا کلینیک میگه خودش گفته منم به 50 نفر واسش نوبت دادم اما حالا زنگ زده گفته امروز نمیام :/

ساعت 3 بعداز ظهر در حالیکه نه ناهار خوردیم و نه به لطف اندوسکوپی صبحانه از کلینیک میزنیم بیرون. با رفیق اواره و سرگردون خیابون شدیم که حالا چکار کنیم. بعد از کلی تلاش اخر سر مجبور شدیم تو اولین ساختمان پزشکان اولین متخصص گوارشی رو که میبینیم بریم نوبت بگیریم و چنین نمودیم. و تازه شروع شد:

 

سکانس اول:

تو اتاق انتظار نشستیم. برای یک مطب اتاق نسبتا بزرگیه که حدود 15 تا صندلی تو خودش جا داده صندلی ها دورتا دور هستن و همگی به هم اشراف دارن. خانم جوانی از در وارد میشه که میخواد نتایج ازمایش مادرش رو نشون بده. منتظر میشینه تا منشی بیاد. منشی به همه مریضا تاکید میکنه کارتخوان نداریم یه اقایی میپرسه چرا کارتخوان ندارید؟ منشی با حالت لب خونی میگه بخاطر مالیات. مریضا اینو که می شنون عصبی میشن و همه ی مشکلاتشون یادشون میاد و معترض میشن که از ما بیچاره ها به هر طریقی مالیات میگیرن و اینا... کم کم اتاق انتظار پر از ادم میشه. خانم جوان کنار میز منشی وایساده رو به جمعیت از مشکلات اقتصادی اش می گه. از اینکه ازمایش مادرش با بیمه ی سلامت 220 هزار تومن شده چون اون بیمه دیگه هیچ اعتباری نداره. از این می گه که اجناس مغازه شون قیمت خریدش هم بیش از دو برابر شده. میگفت 8 سال پیش 35 میلیون دادیم مسکن مهر بخریم حالا نه پول داریم نه خونه. هر جا هم که رفتیم نتیجه نداد اخر سر به ما گفتن این دولت اصلا مسکن براش مهم نیست. همه حضار با تکان دادن سر دردمندانه با او همراهی میکنن که خانم میانسالی می گه امروز رفتم یک کیلو خیار بخرم گفت 7 هزار تومن... گذاشتم و اومدم گفتم خیار نمیخوریم خب....

منشی اسمم رو صدا میزنه کنار در می ایستم منتظرم که وارد شم زن جوان دیگه ای با همسرش در مورد دیروز گفت و گو می کنن. می گفت دیروز اومدیم پیش همین دکتر برای بیماری شوهرم. داخل مطب، دکتر به خانم هم پیشنهاد میده که فشارش رو بگیره و در برابر مخالفت خانم و بیان اینکه هیچ مشکلی نداره می گه حالا یه چک بکن و همینجوری الکی ازش نوار قلبم میگیره بعدشم که میان بیرون منشی اصرار داره که باید پول ویزیت دو نفر رو حساب کنین خدارو شکر اینکارو نکردن اما تصور کنین چقدر بی انصاف و زورگیر... طرف اصلا مریض نبوده اونوقت ویزیتش کردن پولم میخوان.

سکانس دوم:

وارد مطب میشم. هیکل به شدت نامتناسب و شکم خیلی بزرگ دکتر منو شوکه میکنه. میشینم مشکلم رو توضیح میدم. عکس رادیولوژی و اندوسکوپی رو میذارم جلوش. به عکس نگاهی میندازه و میگه اندوسکوپی نیاز نبود وقتی تو عکس چیزی معلوم نیست یعنی طوریت نیست. الکی هم دنبالش نرو تنها راه حلت اینه که کاریش نکنی. پا میشه چشامو نگاه میکنه. ناخن هامو لمس میکنه و همزمان ازم میپرسه چه کاره ای؟ میگم دانشجوی روانشناسی

اینو که میشنوه بحث رو باز میکنه

شاید یک ربع تمام با من بحث میکنه در مورد روانشناسی و اینکه ایا بنظر من کسی که اظهار میکنه " انا الحق" ایا مانیا هست یا خیر...

من البته از قابلیت حاضر جوابی ام استفاده میکنم و با علم و منطق و گاها نظرات فی البداهه جوابش را میدهم اما خیلی خیلی متعجبم ساخت

اخر سر هم گفت کمبود ویتامین دی داری (اونم بدون ازمایش تشخیص داد)

هیچ مشکل دیگه ای هم نداری...

در نهایت احساس بد و منفی از مطب خارج میشم


۶ نظر
dreamer :)
۱۵ آبان ۲۳:۳۰
وای خدای من این دکتره خودش مشکل روان داشته یحتمل:|

پاسخ :

اره موا فقم
یک خاکستری
۱۶ آبان ۱۰:۱۵
یکی از قشرهایی که ازشون متنفر هستم و میگم خدا رو شکر که رشته پزشکی نرفتم تا مجبور باشم همچین آدمایی رو به عنوان همکار و دوست تحمل کنم همین پزشکان هستند.
دوستم پرستاره، یکی دیگشون هم مدتی توی بیمارستان فرهمند فر شیراز کار میکرد.
یعنی یک چیزایی میشنیدم که دلم میخواست اسلحه دست بگیرم برم همشون رو قتل عام کنم. بخدا خیلی از این دکترها جنایتکارن.
حالا هی میگن قشر زحمت کش و فلان، خیلی زحمت بکشند بابت پول یامفتی که میگیرن درست آدمو درمون کنند.
وگرنه میشه مثل مورد شما! خدا میدونه ایشون اهل چه کثافت کاری های دیگه ای هم بوده! 
منظورشون از انا الحق هم که مشخصه، پول حروم هست که با آدم اینکارو میکنه.
از خدا میخوام که هیچوقت سروکارم با دکتر جماعت نیافته.
از بس که بعضی هاشون قصی القلب هستند. 
دلم میخواد یه دکتر بکشم 😤

پاسخ :

اره این چند روز مدام با خودم فکر میکردم ایا اینا درسی تحتعنوان اخلاق پزشکی پاس نمیکنن؟ و بعد یاد حرفای استاد بزرگوارمون میفتم که میگفت واسه پزشکای چندتا استان کلاس های اخلاقی برگزار میکرده و میدیده چققدر اینا خالی ان از این مسائل و بعضا چقدر پتانسیل تحول و مثبت شدن دارن

وااای خدای من اصلا یاد جزئیات صحبتاش میفتم حالم بهم میخوره خیلی خیلی چرت میگفت

حالا اروم باشین اول جونی به جرم قتل یه ادم بی خود حیفه خودتونو درگیر کنید....
ما از این مشکلات زیاد تو جامعه داریم به جاش یه دکتر رو اصلاح کنید :)
نیما بابایی
۱۶ آبان ۲۲:۴۵
چرا انقدر از پزشکا شما متنفر هستین !
اصلا از نظر اون کسایی که روانشناسی میخونن همه روانین !!
شما که انسانی خوندید همه کسایی که انسانی خوندن ادم درستی هستن ! 
تا حالا یه بار به پست وکلا خوردین ؟؟؟ 😤😤😤
چرا زود قضاوت میکنید ! هممه هم ادعاشون میشه از روی ظاهر میتونن باطن آدما رو بخونن !😕

پاسخ :

من دقیقا کجا نوشتم از پزشکا متنفرم که خودم خبر ندارم من فقط یک تجربه رو شرح دادم
و البته تایید میکنم که موافقم فضای اغلبشون منفعت طلبیه توی این موضوع هم مطالعات کارشناسی شده داشتم
و دقیقا کجا از علوم انسانی دفاع کردم و یا به همه برچسب روانی بودن زدم؟
من خودم به حقوق که هیج به روانشناسی و روانشناسا هم هزار جور نقد دارم
البته من از ریاضی اومدم روانشناسی :/

اوج کامنتتون جمله ی اخرتونه که بعد از کلی قضاوت بی مبنا به من برچسب زودقضاوت کردن هم میزنید :))))
نیما بابایی
۱۶ آبان ۲۳:۱۲
درسته مردم اوضاع اقتصادیشون ضعیف هست اما این چه ربطی به پزشکا داره !!
حتما پزشکا هم که هیچی از جنس مردم نیستن ! (آغاز سکانس دوم )
و شما در جواب یک خاکستری به متنفر بودنتون اقرار کردین !
بله من هم میدونم خیلی از پزشکا فقط برای پول طبابت میکنن (نمونش دکتر متخصص قلب شهرم که بیمار داشت پر پر میزد ولی به خاطر ....)
و شما در جواب رویاپرداز بر چسب روانی بودن رو زدید !

پاسخ :

ببینید پزشکا خواه ناخواه تو ایران شرایط ویژه ای دارن دارم فارغ از افراد حرف میزنم سیستم وزارت بهداشته که مشکل داره
یعنی چی؟ یعنی اینکه سیاست گذاری، اجرا و نظارت هر سه در دست خودشون هست
تو این شرایط که تضاد منافه ایجاد میشه بین منافع بیمار و پزشک ولی چون دست بالاتر رو پزشکا دارن همیشه اونا برنده ان یعنی منفعت اونا به منفعت بیمار ترجیح داده میشه
خودشون واسه خودشون جوری قانون.مینویسن که به نفع شون باشه خلافی هم بکنن همکارای خودشون باید خفتشون کنن که نمیکنن و تو این سیستم ادم های سالم هم ممکنه مرتکب اشتباه بشن پس من مشکلی باهاشون ندارم شرایط طوری پیش رفته که عموم مردم نسبت.پزشکا نگاه ویژه ای پیدا کردن
حالا ایا مثلا مسئول کارگرا هم یه کارگره؟ نه درست هم نیست که باشه اما پزشکا اینطوری ان

اون اره ای که به جناب خاکستری گفتم به تنفرشون.نیست به مجموعه ی فضای بدی هست که بعدش توصیف کردم و دقت داشته باشید بعد از اره گفتنم از اخلاق پزشکی صحبت کردم

برچسب روانی بودن رو به پزشکی که پیشش رفته بودم زدم چون دیدم رفتارش رو و باها صحبت کردم و بعد از چهارسال روانشناسی خوندن تشخیص میدم ادم نرمال رو از غیر نرمال
ولی ایا این یعنی من به همه برچسب روانی بودن میزنم؟
 
نیما بابایی
۱۷ آبان ۱۶:۵۶
بله درسته . ولی پزشکا که واسه خودشون قانون نمیزارن این سیاست مدار ها هستن که قانون میزارن . و چون پزشکا حقوقشون توی ایران کم تر از اون طرف هست یجوری باید رازی باشن دیگه .
خیر 

پاسخ :

سیاست مدار پزشکا خودش پزشک هست (وزیر بهداشت، سازمان نظام و...)
پیشاپیش بگم این نقد به سازمان نظام.روانشناسی هم وارده که خودشون ناظر روانشناسا هستن
منم که گفتم فارغ از افراد حرف میزنم سیستم مرتبط با پزشکان کلا مشکل داره
و البته خیلی از سیستم های دیگه هم مشکل دارن این یکی به خاطر حیاتی بودنش بیشتر به چشم.میاد

حقوق همه ی مشاغل تو ایران کمتر از اونوره چرا این وسط فقط پزشکا رو باید راضی کرد؟ چون توان رفتن رو دارن اما بقیه نه؟؟

نیما بابایی
۱۷ آبان ۱۸:۴۵
اره دقیقا 😊😁

پاسخ :

:)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
About me
افسرده نیستم از قضا در فضای حقیقی یک انسان سالم، پر انرژی و سرزنده هستم که همیشه در پی چیزی میدود
در میان جمع هم هستم منتها دلم پی افکارم هست پی انچه برایش میدوم و حتی دلم میخواهد پی انی باشد که از همگان ارزشمند تر است برای پیروی
عنوان وب اما باید تشریح شود
تنهام به این معنا که دل به دل کسی نمیدهم در تنهایی های خودم سیر می کنم و بهترین لحظات زندگی ام ان وقت هایی است که با خودم در خلوت ترین نقاط قدم میزنم
تنها نیستم چون شکر خدا انقدر دوستان و خانواده ی خوبی دارم که هر لحظه که بخواهم یک ادم خوب و سالم را کنارم دارم.
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان