دخترک تنهای اجتماعی

من در میان جمع و دلم جای دیگر است...

شکست عاطفی...

معمولا ملت وقتی دچار یک شکست عاطفی میشن دو نوع رویکرد پیش میگیرن

گروه اول به جای پذیرش شرایط و تلاش برای بهتر کردن حالشون مدام سعی می کنند خاطرات خودشون رو با معشوقشون به یاد بیارن و داغ دل رو تازه نگه دارن و برای این کار از شیوه های مختلف استفاده میکنن

از چک کردن اینستاگرام طرف و چک انلاینی و دیدن عکس ها و گوش دادن اهنگ هایی که مدام از روی چون ماه معشوق میگویند و غصه القا می کنند (بعضی اهنگا طوری ان که اگه هییچ مشکلی هم نداشته باشی افسرده میشی چه برسه به اینکه شکست هم خورده باشی)


گروه دوم اما خودشون رو به خاطر یک شکست (هرچند سنگین) تباه نمی کنن

به اندازه ی سخت بودنش غصه میخورن و بعد از پایان یافتن مراسم سوگواری برای از دست رفتن عزیز دوباره پرانرژی به زندگی برمیگردن 

بی خود و بی جهت هم نشونه های طرف رو واسه خودشون زنده نگه نمی دارن که روح خودشون اذیت بشه

محسن چاوشی در همین راستای گروه دوم اهنگ فوق العاده ای خونده (احتمالا قدیمیه نمیدونم کِی خونده) واقعا پیشنهاد میکنم گوش کنید




۴ نظر

من اگر مادر بودم...

الان قصد ندارم مادران را از اعماق جانم بستایم یا حتی نمی خواهم یک متن علمی ان چنانی از وظایف مادران بنگارم. فقط میخواستم بنویسم من اگر مادر بودم حتما ضمن تلاش فراوان برای ایجاد یک محیط سرشار از رشد برای فرزندم (یعنی شناسایی شاخص های رشدی هر مرحله و اقدامات لازم برای رشد غنی در ان مرحله) انتظار نداشتم فرزندم دقیقا همانی بشود که من میخواهم یا مثلا در زمینه ی استعدادهایش یک انسان فوق العاده متناسب با معیارهای من بشود چون من وظیفه ای دارم که باید انجام بدهم اما لزوما قرار نیست به یک نتیجه ی خیلی مطلوب دنیوی از منظر من برسد. عوامل زیاد دیگری و مهم تر از همه خواست خدا در سرنوشت یک فرزند نقش دارند لذا انتظار پیشاپیش والدین جز مخدوش کردن احساسات خود در وهله ی اول و سپس اسیب رساندن به رابطه شان با فرزندشان احتمالا اثر دیگری ندارد.

شما اگر مادر/پدر، باشید/هستید، مهم ترین کاری که می کردید چه بود؟!


پ ن:

وی در حالی که کتاب "توان بخشی کودکان با نیازهای ویژه" از دکتر سعید حسن زاده را برای میانترم مطالعه می نماید مطلب را نیز می نگارد.

۱۲ نظر

تمرینات معجزه طور ذهن اگاهی!

سلام 

لینک دانلود فایل پی دی افی که در ادامه گذاشته شده ضمن توضیح خود ذهن اگاهی تمرین ها رو هم کاملا توضیح داده خب البته انجام این تمرین ها برای اثربخشی شرایط ویژه ای داره که به دوستانی که فایل رو بخونن و بهم بازخورد بدن به طور خصوصی خواهم گفت :)

منظور اینه که بازخورد شما نسبت به ذهن آگاهی رو میخوام بدونم

دریافت

۱ نظر

زندگی در اینجا و اکنون

ذهن آگاهی یا حضور ذهن به معنای آگاهی از افکار، رفتار، هیجانات و انگیزه ها است به طوری که بهتر بتوانیم آنها را مدیریت و تنظیم کنیم. به عبارت دیگر ذهن آگاهی به معنای توجه کردن به شیوه ای خاص است. یعنی توجه و تمرکزی که سه عنصر در آن دخالت دارد:
1- بودن در حال حاضر
2- هدفمند
3- بدون قضاوت.  |link|


پ ن:

پست نگاری به شیوه ی فیشنگار

۴ نظر

be yourself

Be yourself means act naturaly


"خودت باش"

این جمله را احتمالا زیاد شنیده ایم اما خود بودن پروسه ی سختی است. البته به شدت هم به شرایط تربیتی شما ربط دارد.

جمله ی زیبای "انسان ها تک تکشان منحصر به فرد هستند" را بسیار شنیده ایم اما چقدر در زندگی مان جاری اش کرده ایم؟ اصلا چطور جاری می شود؟

بنظر "غریبه" انسان ها اغلب در موقعیت رفتار به یک دوراهی میرسند. دوراهی اقضای شرایط و خواست قلبی شان و قطعا انتخاب افراد بر سر این دوراهی نشان می دهد خودشان هستند یا نه؟

اگر شما در هر جوی انتخابتان را متناسب با خواست همان جمع هماهنگ می کنید خوب است بدانید که شما در حال دور شدن از خودتان هستید.

حال آن که اگر شما از آن دسته انسان های جسور و بااعتماد بنفسی هستید که در هر شرایطی به خود و خواسته هایتان احترام می گذارید و همان را مطرح می کنید یعنی شما دارید با "خودتان" زندگی میکنید و طبیعی رفتار میکنید.

شاید با خود بیندیشید خود بودن به معنای خودخواه بودن است و در تعارض با فرهنگ ایثار و گذشت است. گفتنی است انسان ها نیاز دارند تکلیف شان را با خواسته هایشان مشخص کنند حتی اگر قرار هست از ان بگذرند باید بدانند چرا و ان را بپذیرند.

بله قطعا شما در هر شرایطی نمی توانید باب میلتان عمل کنید اما میتوانید ببینید میل تان چیست (میل هایی که طبق ارزش گذاری انسانی مثبت تلقی می شوند) و چقدر امکان عمل به ان هست و هرقدر هم کم اگر ممکن است برایش تلاش کنید.

ان گاه اگر شما طبق خواست جمع هم عمل کنید دیگر شما احساس سرخوردگی ندارید چون هیچ راه عملی دیگری نداشتید و باید با اصل "پذیرش واقعیات لایتغییر" زندگی روان خود را اسوده سازید که این دیگر از کنترل من خارج بود.

حقیقت تلخ این است که انسان ها در اکثر جوهای غیر صمیمی خود را باخته و کاملا مبهوت شرایط اظهار نظر میکنند. راستی شما در چند درصد موارد به جز جمع های دوستان صمیمی و خانواده ی درجه یک نظراتتان را چنان واقعی میگویید که عینا همان کلمات در ذهنتان بوده است؟

۷ نظر

بی تو ای مهربانی...

مهربانی و محبت مگر چقدر سخت است که اینگونه ان را از دیگران دریغ میکنیم؟

و زندگی را هم برای خودمان و هم دیگران سخت میکنیم...

اینکه با یک جمله یک مادر را در تربیت فرزندانش عمیق تر کنیم

اینکه با چند کلمه حرف یک انسان را به پویایی زندگیظ بازگردانیم

اینکه با یک لبخند و اندکی جابجا شدن روی نیمکت به دیگران هم جا بدهیم

اینکه با کوچکترین حرف ها عصبی نشویم و بد صحبت نکنیم

و خلاصه تلاش برای نرنجاندن دیگران و بلکه کمک به بهبود زندگی شان فی الواقع کمک به خودمان و بهبود زندگی مان است

چه چیزی را از چه کسی دریغ میکنیم؟؟


مهربان باشیم


۶ نظر

صبرررر

صبر و سکوت

صبر و سکوت

صبر و سکوت

صبر و سکوت

صبر و سکوت

.

.

.

انفجار


این رویکرد من نسبت به مسائل ناخوشایند زندگی ام است...


شاید ان صبر و سکوت به نظر خوب بیایند اما ان انفجار اخر مسلما نه خوب به نظر می اید و نه واقعا خوب هست

اما چه انتظاری می توان داشت از ادمی که مدت ها سکوت کرده؟ او دیگر راهی جز انفجار برایش نمی ماند

اما هنر انجاست در حین صبر گفت و گو کنیم

مسئله را روشن کنیم و برای حلش تلاش کنیم و گرنه مرحله ی بعد از این انفجار تازه میدانید چیست؟

" سایکوسماتیک" یا همان "روان تنی"

اثرات جسمی ان فشار های روانی در قالب های مختلف از جمله زخم معده، مشکلات قلبی، انواع سرطان و.... خود را نشان خواهد داد.

نگران ادم های مقاوم و صبور زندگی باشیم. کمک شان کنیم که گفت و گو کنند.

۲ نظر

آغاز ماشینیسم و خودسانسوری

در پارک قدم میزدم که صدای پسرک 7-8 ساله ای توجهم را به خودش جلب کرد. پسرک به همراه دو نفر از دوستانش بود و داشت به عنوان بزرگتر به آن ها توضیح می داد که "من هم خیلی از این اتفاق ناراحت شدم اما گریه نکردم چون ما پسریم گریه مال دخترهاست" و مدام سعی داشت این اصل را که "مرد گریه نمی کند" به طرق مختلف حالی آن طفل معصوم ها کند.

در دلم غمگین شدم. از این فرهنگ غلطی که از بچگی به کودکانمان یاد میدهیم موقع ناراحتی نباید علائم ناراحتی را از خود بروز بدهند. موقع خوشحالی حق ندارند جلف بازی دربیاورند و ما شاید تقریبا انتظار ربات هایی را داریم در قالب یک تن چنانکه خودمان پرورانده شدیم.

ما گاهی حتی نمی فهمیم در هر لحظه چه احساسی داریم. احساسات و افکار را نمی توانیم از هم تمییز بدهیم و این همه خودناشناسی هر روز ما را از خود واقعی مان و بروز و ظهور استعدادهای جدی مان دورتر می کند. 


ما گویا دلمان میخواهد همیشه یک حالت داشته باشیم و به همه چیز یک مدل واکنش نشان بدهیم.


چه کسی گفت خنده زیباست؟ 

و گریه آن حالت نازیباست؟

۲ نظر

بچه های اعصاب خرد کن...

شاید گاهی فکر کنیم بچه ها واقعا خسته کننده هستند
یا خیلی خرج و مخارج زیادی دارند
تربیت بچه ها سخت شده
وقت و حوصله ی زیادی نیاز دارند که از عهده ی ما خارج هست
اما باید عرض کنم اگر شما در منزلی زندگی میکنید موجودی از یک ماهه تا 15 ساله در آن منزل زیست می کند بدانید که این یکی از مهم ترین الطاف الهی به شماست

بچه ها آینه ی تمام قد رفتارهای ما هستند فقط کافیست اندکی تدبر داشته باشیم و متوجه جزئیات باشیم
اینکه یک کودک اهل گفت و گو حل مشکلات است ریشه در خانواده دارد و اینکه یک کودک خجالتی، ترسو و کم اعتماد بنفس است به روشنی ریشه در خانواده دارد.

اما آن قسمت مهم برای من آن جاست که مثلا مادری به همسرش بی احترامی میکند و چندان از او حرف شنوی ندارد و بعد چون کودک به پدر بی احترامی می کند او را سرزنش می کند و حتی لحظه ای فکر نمی کند که این کودک بدون هیچ پیش فرضی متولد شده و اگر هر رفتاف ری از او سر می زند دقیقا حاصل همان محیطی است که مادر برایش ایجاد کرده و یادگیری برایش رخ داده اگر به پدر بی احترامی می کند اگر هنگام عصبانیت داد می زند اگر هنگام ناراحتی جیغ می کشد اگر احساساتش را سانسور می کند و اگر هر چیز دیگر محصول آن محیطی است که در آن پرورده شده گرچه بخشی از آن هم تحت تاثیر روحیاتی لایتغیر منحصر به فردش هست

کاش به کودک، به چشم نعمتی نگاه کنیم که قرار است در حین رشد آن ها هر آن چه نقطه ضعف در خودمان است را هم برطرف کنیم نه به چشم موجوداتی که مجبورا به دنیا آمده اند و ما مجبوریم که به نحوی تربیت شان کنیم

پ ن:
یه مادر میتونه نگاهش این باشه اگه مثلا بیست و چند سال خودشو ساخته و رشد داده حالا با به دنیا اوردن یه موجود از وجود خودش و رشد دادن اون داره حاصل همه ی تلاش هاش برای خودسازی خودش رو به یکی دیگه منتقل میکنه تا از این به بعد اون تو صحنه ی دنیا ایفای نقش کنه و هیچ چیز تو دنیا ارزشمند تر و لذت بخش تر از این نیست و به نظرم دقیقا همینجاست که مفهوم ثمره ی عمر معنا پیدا میکنه
۱ نظر

روزی...

یعنی میشه روزی یک نظریه ی درست و درمان تربیت اسلامی دربیارم که خودم و جهان اسلام رو از این اوضاع اسف بار تربیتی برهانم؟؟


پ ن:

برای این کتر باید کمر همت بست هم از جهت خودسازی هم تفکر و مطالعه و هم بررسی موارد واقعی در زندگی معمولی ادم ها

۰ نظر
About me
افسرده نیستم از قضا در فضای حقیقی یک انسان سالم، پر انرژی و سرزنده هستم که همیشه در پی چیزی میدود
در میان جمع هم هستم منتها دلم پی افکارم هست پی انچه برایش میدوم و حتی دلم میخواهد پی انی باشد که از همگان ارزشمند تر است برای پیروی
عنوان وب اما باید تشریح شود
تنهام به این معنا که دل به دل کسی نمیدهم در تنهایی های خودم سیر می کنم و بهترین لحظات زندگی ام ان وقت هایی است که با خودم در خلوت ترین نقاط قدم میزنم
تنها نیستم چون شکر خدا انقدر دوستان و خانواده ی خوبی دارم که هر لحظه که بخواهم یک ادم خوب و سالم را کنارم دارم.
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان