دختر کویر

با خودت مرا ببر ، خسته ام از این کویر

نمازگزاران گناهکار!


بازدارى از گناه اثر طبیعى نماز است، چون نماز توجه خاصى است از بنده به سوى خداى سبحان، لیکن این اثر تنها به مقدار اقتضاء است، نه علیت تامه، تا تخلف نپذیرد، و نمازگزار دیگر نتواند گناه کند، نه، بلکه اثرش به مقدار اقتضاء است، یعنى اگر مانع و یا مزاحمى در بین نباشد اثر خود را مى بخشد، و نمازگزار را از فحشاء باز مى دارد، ولى اگر مانعى و یا مزاحمى جلو اثر آن را گرفت، دیگر اثر نمى کند، و در نتیجه نمازگزار آن کارى که انتظارش را از او ندارند مى کند، خلاصه یاد خدا، و موانعى که از اثر او جلو مى گیرند، مانند دو کفه ترازو هستند، هر وقت کفه یاد خدا چربید، نمازگزار گناه نمى کند، و هر جا کفه آن موانع چربید کفه یاد خدا ضعیف مى شود، و نمازگزار از حقیقت یاد خدا منصرف مى گردد، و گناه را مرتکب مى شود.


و به هر حال از ظاهر سیاق آیه (و اقم الصلوه ان الصلوه تنهى عن الفحشاء و المنکر) بر مى آید که جمله (و لذکر الله اکبر) متصل به آن است، و اثر دیگرى از نماز را بیان مى کند، و اینکه آن اثر، بزرگتر از اثر قبلى است، در نتیجه جمله (و لذکر الله اکبر) به منزله ترقى دادن مطلب است، و البته منظور از ذکر در آن جمله نیز همان ذکر قلبى است، که گفتیم از نماز حاصل مى شود. |link|

پ ن:
مراد لینک تفسیر آیه ی 45 سوره ی عنکبوت است گرچه این سوره مضامین بسیار ارزشمندی از ابتدا تا انتها دارد.

التماس دعا
۵ نظر

سبک زندگی موثر تر از دانش و ایمان

از هیئت برگشتم میخواستم بخوابم که تصمیم گرفتم قبلش سری به اینستا بزنم

ناگهان دیدم هیئت میثاق با شهدا لایو گذاشته

گفتم بذار یه نگاهی بندازم که رسید به سخنرانی پناهیان

داشت در مورد اینکه به بچه ها باید سبک زندگی رو یاد داد صحبت میکرد

و من که انگار دامن از کف بدادم بیخیال خواب شدم و نشستم گوشامو تیز کردم ببینم نظرشون در مورد تربیت بچه چیه

میگه به بچه ها نباید اول اگاهی دینی داد باید اول نشون داد زندگی کردن چطوری هست و چقدر سختی داره

بعد بهش از احکام و دین بگید اونوقت می بنید چه راحت تن به بندگی خواهد داد

کلا علی رغم مسائلی که در مورد پناهیان مطرح هست خوشم میاد از اینکه همیشه اپدیت و با نیازسنجی صحبت میکنه...

میگفت: اگاهی دادن قبل از ظرفیت روحی یک اشتباه بزرگ است باید عمل کرد و به تناسب عمل آگاهی رو افزایش داد چون صرف اگاهی دادن کمک کننده نیست...


پ ن:

بچه کنکوری ها به طور خاص دوستانی که با هم انتخاب رشته شون رو بررسی کردیم مایلم نتیجه رو بدونم اگه دوست داشتین بگین :)

۰ نظر

سفر به خویشتن

شناخت الله با این اوصاف و تا این اوج، انسان را از آنچه که هست حرکت می دهد... تا به آنچه که باید برسد برساند و در نتیجه سفرهایی را شروع کند.

اصئلا انسان هنگامی سفر می کند و کوچ می نماید و به هجرت دست می زند که نیازهایش در آنجا که هست تامین نشوند. کسانی که نیازهایشان با عروسک بازی و توپ بازی و مریدبازی و خلاصه با تمام جلوه های دنیا تامین نمی شود و این محدود ها، نیازهای عظیم آن ها را پر نمی کند، آن ها مجبورند از بیرون به خویشتن رو بیاورند و به خود پناهنده شوند، تا در وسعت درون خویش نیازها را تامین کنند.

این سفر از بیرون به خویشتن، با این شناخت از نیازها و با این درک از دنیای بیرون، شروع می شود.

دنیای درون دنیای بزرگی است. هستی بزرگ تر و بزرگ تر از هستی در آن پیچیده شده، چه بسا انسان زندانی شد و در آن بماند...و زندانبان خویش گردد. مگر هنگامی که خواسته اش و نیازش در این وسعت هم تامین نبیند، که در این مرحله انسان از خودش سفر می کند و هجرت می نماید، اما سفری نه رو به بیرون، که از  آنجا پیش تر سفر کرده بود و نه به دورتر از خویش که از آنجا پیشتر سفر کرده بود و نه به دورتر از خویش، که سفری نزدیک تر از او به او و سفری به نامحدود آگاه مهربان.

با این سفر، انسان از پهنای خود رهیده و به وسعت حق می رسد، ولی نمی تواند این حق را در خویش حبس کندو با او سرگرم شود، که این حق، او را به خلق می رساند و با آن ها مانوس می سازد.

این ها سفرهایی است که انسان مجبور است آن ها را آغاز کند و محرک هایی هستند که ناچار است آن ها را تحمل نماید؛ چون او نمی تواند در بیرون از خویش بپوسد و نمی تواند در خودش زندانی شود و نمی تواند حق را در خود حبس کند و نمی تواند اسیر خلق بشود و خلق را اسیر خود سازد... پس ناچار سفرهایش شروع می شوند.


سفری از بیرون تا خویشتن، با درک محدودیت ها و نیازها و ضربه ها.

سفری از خویشتن تا حق، با شناخت و عشق و ایمان.

سفری از حق تا خلق، با عشق به حق و رافت به خلق.

سفری از خلق و با خلق، تا حق، با عشق و درگیری و صبر.

و سفری از حق و تا حق، با عجز و اعتصام.

این ها سفرهایی هستند و این ها راه هایی هستند که باید انسان آگاه عاشق در آن گام بردارد و برایش توشه تهیه ببیند و در این راه هیچ توشه ای بهتر از اطاعت و تقوا نیست. چون قرب هرکس با اطاعت او به دست می آید.


مسئولیت و سازندگی، نشر لیله القدر، علی صفائی حائری، صص 171-169

۱ نظر

خلوت...

ارمیای امیرخانی مرا به اوج احساس نیاز به خلوت رسانده است...

و یاد هربار که تا به حال در حسرت یک خلوت درست بودم

و یاد هر بار که کسی مرا به سوی خلوت سوق داده بود و هیچ گاه استفاده نکردم...

یاد جناب صدرا که چون احساس می کند اندکی خودش برای خودش پررنگ شده آن هم فقط اندکی سریع تر از آن چه که فکرش را بکنی سر به بیابان می گذارد و آن قدر با خودش تنها می ماند تا احساس کند جز خدا چیزی درونش نیست


یاد همین پروفسور علوی خودمان میفتم که هر وقت در دانشگاه دلگیر می شوم دلم میخواهد به او سر بزنم

و او چنان مخلصانه پذیرای حضار است که هیچ گاه احساس مزاحمت نکنی

او راز همه ی موفقیت هایش را و راز همه ی بزرگوارش را و راز همه ی خلوصش را در خلوت های مستمرش و به ویژه در نوجوانی و جوانی می داند...


و حالا ارمیای امیرخانی مرا به اوج احساس نیاز به خلوت رسانده است...


پ ن:

توفیق نداشتن شاید بدترین حالت ممکن برای یک انسان است

گاهی اصلا انجام دادن کارهای درست برای شرایطت به ذهنت هم نمی رسد و خیالت راحت است

نگرانی خاصی هم نداری

اما گاهی داغونی و میدانی که چه باید بکنی اماکاری نمی کنی و نمیدانی که چرا کاری نمیکنی

نمی دانی چرا نمی شود

کم کم می فهمی سیاه شدن و توفیق نداشتن یعنی همین

خیلی ساده است...

۳ نظر

جهان بینی

آدمی که برای شکل گرفتن جهان بینی اش بر اساس ایدئولوژی مورد تایید خودش تلاش نکند در هر برهه ای متاثر از ایده های عده ای به جهان می نگرد و به همان طریق زندگی می کند


مطالعه، تفکر و سنجش، تعقل و مسلما عاملیت از راه های رسیدن به جهان بینی بر مبنای ایده های مورد تایید خودت هستند.


پ ن:

و گر میشور مسلمان جماعت پایه ی ایدئولوژی و جهان بینی اش را از جایی غیر از قرآن بگیرد.


پ ن2:

وی در حالی که تند و تند از مهمان هایی که برای دیدن والدین امده اند پذیرایی می کند به این تیپ مسائل فکر می کند و دایم مبا خود واکاوی شان می کند :)


پ ن 3:

حتی اگر شرایط از هر جهتی خیلی بدتر از اینی که هست بشود دست از زیستن نباید کشید

مطالعه، تلاش و تفکر بخش های جدایی ناپذیر وجود ادمی اند

۰ نظر

هدر دادن عمر....


جانسوز حرف میزنه...

حتما حتما گوش کنید :(



۰ نظر

خدا با ما عهد اخوت نبسته...

جناب آقامیری گاهی خوب حقایق رو بیان میکنن و برجک ملت رو میارن پایین دوست دارم....

امربه معروف رو خلاصه کردیم تو چیزایی که به منافع کسی ضرر نمیزنه و فکر میکنیم خدا عاشق ماست همه جوره و تا تهش هوامونو داره

فارغ از این که کاکو شل بزنی سفت خوردی مملکت ظاهرا قرانی مون هوا شده

حتما گوش کنید کوتاهه



پ ن:
آیا شما هم هنگامی که چندتا کار مهم دارید که باید انجامشون بدید میرید سراغ کم اهمیت ترین کار ممکن و هی خودتونو با اونا سرگرم میکنید؟
خسته شدم بس که در اوج زمان مفید کار کردن تلگرام و واتساپ و وبلاگ و .... چک کردم و متنبه نشدم که این وقت مال کاره ://
۰ نظر

وداع ماه مبارک

دعای وداع ماه مبارک رو نگاهی بندازیم پر از شاه جملاتی است مثلا اون جا که میگه:

اللهم اسلخنا بانسلاخ هذا الشهر من خطایانا و اخرجنا بخروجه من سیئاتنا و اجعلنا من اسعد اهله به و اجزلهم قسما فیه و اوفرهم حظا منه

بارالها پایان یافتن این ماه را پایان یافتن خطاهایمان قرار بده و به دنبال خارج شدنش ما را از بدی هایمان خارج کن و ما را از سعادت مندترین اهل این ماه به آن و پرنصیب ترین انان در ان و بهره مند ترین ایشان از خودت قرار بده



التماس دعا

۰ نظر

دو دهه زندگی؛ خوب یا بد

سالهای اولیه ی دهه ی سوم زندگی چنان بی مهابا رخ می نماید که کنج دلت رعب خاصی ایجاد می کند.

این پرده برداشته شدن ها از برخی مسائل و اتفاقات سنگین یعنی خودت را بگیر که هنوز اول راهیم...


ما که در هر حالی کوچکتر از آنیم که زبانی به اعتراض بگشاییم و خواهیم گفت الهی رضا برضاک تسلیما لامرک صبرا علی قضائک 


منتهای مراتب خدا جان انجاهایی که این کوچک شما از سر قصور برخی مصائب را رقم میزند رحمی بنما و رشدش ده بلکه هر روز خبطش کمتر شود.

۰ نظر

گلزار

پنج شنبه شب

گلزار شهدا

روایت گری

جمع دغدغه مند برای اسلام و انقلاب (علی الظاهر)

من

و

و

و


و خدایا برای حال دل همه ی ادمها دعا میکنم

و ذره ای اینها را در چشم خود بحران نمیبینم چرا که میدانم

 زندگی دنیا جز لهو و لعب نیست

و این ها همه امتحاناتی است در راستای بزرگ شدن و دستیابی به تو

خدایا میدانم زیادی حرف میزنم

خب اینهم مرض من است تو خود هوایم را داشته باش

۰ نظر
About me
خسته ام از این کویر ، این کویر کور و پیر
این هبوط بی دلیل ، این سقوط ناگزیر

آسمان بی هدف ، بادهای بی طرف
ابرهای سر به راه ، بیدهای سر به زیر

ای نظاره ی شگفت ، ای نگاه ناگهان
ای هماره در نظر ، ای هنوز بی نظیر !

آیه آیه ات صریح ، سوره سوره ات فصیح
مثل خطی از هبوط ، مثل سطری از کویر

دیدمت ولی چه دور ! دیدمت ولی چه دیر
این تویی در آن طرف ، پشت میله ها رها

دست خسته ی مرا ، مثل کودکی بگیر
با خودت مرا ببر ، خسته ام از این کویر
گزیده ای از شعر قیصر امین پور
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان