دخترک تنهای اجتماعی

من در میان جمع و دلم جای دیگر است...

انسان 21

سوره 29: العنکبوت

وَوَصَّیْنَا الْإِنسَانَ بِوَالِدَیْهِ حُسْنًا وَإِن جَاهَدَاکَ لِتُشْرِکَ بِی مَا لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ فَلَا تُطِعْهُمَا إِلَیَّ مَرْجِعُکُمْ فَأُنَبِّئُکُم بِمَا کُنتُمْ تَعْمَلُونَ ﴿8﴾ 

و به انسان سفارش کردیم که به پدر و مادر خود نیکى کند و[لى] اگر آنها با تو درکوشند تا چیزى را که بدان علم ندارى با من شریک گردانى از ایشان اطاعت مکن سرانجامتان به سوى من است و شما را از [حقیقت] آنچه انجام مى‏دادید باخبر خواهم کرد (8) 
پیام ها
- نیکى به والدین یک امر انسانى است، نه فقط ایمانى. «و وصّینا الانسان»
2- احسان و نیکى به والدین، بدون قید و شرط است. «حُسناً» (شرطِ نژادى، سِنّى، منطقه‏اى، علمى، اجتماعى، سیاسى، اقتصادى و ایمانى ندارد، حتّى اگر کافر و مشرک باشند، باید احسان کرد.)
3- والدین منحرف براى انحراف فرزندان، کوشش مى‏کنند. «جاهداک»
4- از احترامِ دیگران، سوء استفاده نکنیم. (والدین نباید به خاطر احترام‏گزارى فرزندانشان، آنان را به شرک دعوت کنند.) «و اِن جاهداک»
5 - فرزندان، باید قدرت انتخاب تفکّر صحیح را داشته باشند. «جاهداک لتشرک بى... فلا تطعهما»

6- شرک، برهان و استدلال علمى ندارد. «ما لیس لک به علم»
7- در مسأله توحید وشرک، با هیچ کس کنار نیاییم و سازش نکنیم. «فلا تطعهما»
8 - احسان به والدین، مطلق و همیشگى است؛ امّا اطاعت از والدین، مشروط به آن است که انسان را از خدا دور نکنند. «فلا تطعهما»
9- ایمان به معاد، ضامن اجراى توصیه‏هاى الهى است. «وصّینا... الّى مرجعکم»
10- خداوند به همه‏ى کارهاى انسان آگاه است. «فاُنبّئکم بما کنتم تعملون

۱۱ نظر

انسان 20

سوره 19: مریم

وَیَقُولُ الْإِنسَانُ أَئِذَا مَا مِتُّ لَسَوْفَ أُخْرَجُ حَیًّا ﴿66﴾ 

و انسان مى‏گوید آیا وقتى بمیرم راستى زنده [از قبر] بیرون آورده مى‏شوم (66) 

أَوَلَا یَذْکُرُ الْإِنسَانُ أَنَّا خَلَقْنَاهُ مِن قَبْلُ وَلَمْ یَکُ شَیْئًا ﴿67﴾ 

آیا انسان به یاد نمى‏آورد که ما او را قبلا آفریده‏ایم و حال آنکه چیزى نبوده است (67)

نکته ها 
این آیه شبیه آیات 78 و 79 سوره‏ى یس است که شخصى با آوردن استخوانى پوسیده و خرد کردن آن مقابل پیامبرصلى الله علیه وآله، با پیامبر به بحث و گفتگو پرداخت و گفت: کیست که استخوان‏هاى پوسیده را زنده کند؟ خداوند در پاسخ فرمود: (اى پیامبر!) بگو: همان کسى که اوّل آفرید، پس از مرگ هم زنده مى‏کند، و او همه چیز را مى‏داند. «وضرب لنا مثلاً و نسى خلقه قال مَن یُحیى العِظام و هى رَمیم . قل یُحیها الّذى اَنشأها اوّل مَرّة و هو بکلّ خلق علیم»
از امام صادق‏علیه السلام درباره «خلقناه من قبل و لم یک شیئاً» سؤال شد، حضرت فرمودند: یعنى نه در مرحله‏ى تقدیر و نه در مرحله تکوین هیچ چیز نبود. راوى حدیث درباره‏ى «لم یکن شیئاً مذکورا»(120) پرسید، 
حضرت فرمودند: یعنى مقدّر بود، ولى نامى از آن در میان نبود.(121) بنابراین، این دو آیه از دو مرحله‏ى پیش از آفرینش انسان سخن مى‏گوید.

در حدیث دیگرى نیز امام باقرعلیه السلام در مورد «من قبل» فرمودند: نه در کتاب و نه در علم سخنى از او نبود.(122)


پیام ها

باور نداشتن معاد، راه توجیه گناه وفرار از عبادت است. «فاعبده و اصطبر لعبادته... یقول الانسان...»
2- تعجّب از معاد وزنده شدن دوباره، مربوط به یک زمان و یک گروه خاص از انسان‏ها نیست. «یقول الانسان»
3- معاد، جسمانى است. «اُخرج» یعنى خارج شدن جسم از زمین.
4- معاد، قهرى واجبارى است. «اُخرج» یعنى خروج قهرى وبدون اختیار.
5 - تردید در معاد با توجّه به آفرینش ابتدائى خود، شگفت‏آور است. «أولایذکر»
6- توجّه انسان به اینکه اوّل نبوده و بعداً خلق شده است، براى قبول معاد کافى است. «أولا یذکر الانسان...»
7- منکران معاد، براى عقیده‏ى خود
دلیلى ندارند و تنها قیامت را بعید مى‏ دانند، ولى قرآن با دلیل سخن مى‏گوید. «خلقناه من قبل»
8 - آفرینش انسان از عدم، بسیار پیچیده‏ تر و به ظاهر مشکل‏ تر از آفرینش مجدّد انسان پس از مرگ است. «خلقناه... و لم یک شیئا
۱ نظر

انسان 19

سوره 70: المعارج

إِنَّ الْإِنسَانَ خُلِقَ هَلُوعًا ﴿19﴾

به راستى که انسان سخت آزمند [و بى‏تاب] خلق شده است (19) 
نکته ها 23-19
«هَلوع» به معناى انسان بى‏ صبر و حریص است.
سؤال: خداوند در برخى آیات، آفرینش انسان را بهترین: «خلقنا الانسان فى احسن تقویم»(7) و خود را بهترین خالق برشمرده است: «احسن الخالقین»(8) امّا در این آیات، تصریح شده که انسان، حریص و بخیل آفریده شده است. این دو چگونه با یکدیگر قابل جمع است؟
پاسخ: در آفرینش انسان، امور متضادّ قرار داده شده و این رمز تکامل است. نفس، انسان را به بدى سوق مى‏دهد: «انّ النّفس لأمّارة بالسّوء»(9) ولى عقل، انسان را از آن باز مى‏دارد: «نَهى النّفس عن الهَوى‏»(10) و رشد انسان در انتخاب میان این تقابل‏هاست که به تربیت و تزکیه انسان مى‏انجامد.
بر اساس روایات، بهترین عمل آن است که تداوم داشته باشد.(11) «الّذین هم على صلاتهم دائمون»
روایات زیادى در مورد حرص وارد شده(12) که به برخى از آنها اشاره مى‏کنیم:
«الحرص لا یزید فى الرزق» حرص، رزق را زیاد نمى‏کند.
«مَن کثر حرصه... ذلّ قدره» کسى که حرصش بیشتر باشد، خوار و ذلیل مى‏شود.

رُبَّ حریص قتله حرصه» چه بسا انسان حریص که حرصش او را بکشد.
«لیس لحریص غناء» حریص، هرگز بى نیاز نمى‏شود.
«الحرص یُرزى بالمروة» حریص، مروّت و جوانمردى خود را از دست مى‏دهد.
«الحرص مطیّة التّعب» حرص، بستر رنج‏هاست.
«لا حَیاء لحریص» حریص، به خاطر رسیدن به مال، عفّت و حیا را کنار بگذارد.
«الحریص الاسیر» حریص، اسیر است.
«الحرص علامة الفقر» حرص، نشانه فقر است.
«الحرص یفسد الایقان» حرص، یقین به مقدّرات الهى را فاسد مى‏کند.
«الحرص موقع فى کثیر العیوب» حرص، انسان را در عیوب بسیارى قرار مى‏دهد.
«لا یلقى الحریص مُستریحاً» انسان حریص، آسایش و راحتى ندارد.
پیام ها
نشانه حریص بودن دو چیز است: جَزَع به هنگام سختى و بُخل به هنگام کامیابى. «هلوعاً اذا مسّه الشر جزوعاً و اذا مسّه الخیر منوعاً»
2- ریشه بسیارى از ناهنجارى‏ها، حرص و بخل است. «جزوعاً... منوعاً»
3- انسان بسیار کم ظرفیّت است، با تماس با سختى فریاد مى‏زند و بخل مى‏ورزد. «مسّه... مسّه»
4- راه نجات از اخلاق ناپسند، مداومت به نماز است. «خلق هلوعاً... الاّ المصلّین»
5 - طبع مادّى انسان به سوى حرص و بخل میل دارد و نماز و یاد خدا آن را مهار مى‏کند. «انّ الانسان خلق هلوعاً... الاّ المصلّین»
6- انسان بدون نماز مضطرب است. «جزوعاً... منوعاً... الاّ المصلّین»
7- آثار نماز در گرو مداومت بر آن است. «الّذین هم على صلاتهم دائمون»

۰ نظر

انسان 18

و لقد خلقنا الانسان من سللة من طین (12)
ثم جعلناه نطفة فى قرار مکین (13)
ثـم خـلقـنـا النـطفة علقة فخلقنا العلقة مضغة فخلقنا المضغة عظما فکسونا العظام لحما ثم اءنشاءنه خلقا اءخر فتبارک الله اءحسن الخالقین (14)
ثم إ نکم بعد ذلک لمیتون (15)
ثم إ نکم یوم القیمة تبعثون (16)

ترجمه :

12 - ما انسان را از عصاره اى از گل آفریدیم .
13 - سپس آن را نطفه اى در قرارگاه مطمئن (رحم ) قرار دادیم .
14 - سـپـس نـطفه را به صورت علقه (خون بسته ) و علقه را به صورت مضغه (چیزى شـبـیـه گـوشت جویده ) و مضغه را به صورت استخوانهائى در آوردیم ، از آن پس آن را آفرینش تازه اى ایجاد کردیم ، بزرگ است خدائى که بهترین خلق کنندگان است !
15 - سپس شما بعد از آن مى میرید.
16 - سپس در روز قیامت برانگیخته مى شوید.

۰ نظر

انسان 17

سوره 53: النجم

وَأَن لَّیْسَ لِلْإِنسَانِ إِلَّا مَا سَعَى ﴿39﴾
و اینکه براى انسان جز حاصل تلاش او نیست (39) 

نکته ها
سؤال: آیه «و أن لیس للانسان الاّ ما سعى» مى‏ گوید: براى انسان بهره‏ اى نیست مگر آنچه تلاش کرده باشد، در صورتى که در آیات و روایات دیگر مى‏ خوانیم که انسان گاهى از طریق شفاعت، به بهشت وارد مى‏ شود.
پاسخ: اولاّ این آیه در ردّ تفکّر جاهلى است که به یکدیگر مى‏ گفتند: اگر فلان مبلغ را به من بدهى، من بار گناه تو را به عهده مى‏گیرم. قرآن کریم فرمود: هیچ کس بار گناه کسى را به عهده نمى‏ گیرد و براى هر کس کار و تلاش خودش ثبت مى‏شود.
ثانیاً آیه، نظر به عدل الهى دارد نه فضل الهى، یعنى طبق عدل، باید کیفر و پاداش هر کس به مقدار تلاش او باشد، ولى خداوند از فضل خود مى‏تواند لطف کند و پاداش را بیشتر دهد و یا کیفر را کم کند. «و یزیدهم من فضله»(83)
ثالثاً: اگر در روایات مى ‏خوانیم که هرکس سنت خوب یا بدى را در جامعه پایه‏ گذارى کند، در پاداش و کیفر تمام کسانى که آن راه را رفته‏ اند، شریک است، این معنا با آیه «لیس للانسان الا ما سعى» منافاتى ندارد،
زیرا ایجاد کننده خط حق و باطل نیز با واسطه‏ ى دلالت و راهنمایى یا ایجاد مقدّمات و امکانات یا تبلیغات و تشویقات و یا حمایت‏ هاى دیگر مادى و معنوى، به طور غیر مستقیم نوعى تلاش کرده است و بهره گرفتن از آن پاداش بى‏ جهت نیست، چنانکه اگر شخصى در خط صحیح نبود، مشمول شفاعت نمى‏شد.

در روایات مى‏خوانیم که انسان پس از مرگ از کارهاى نیک فرزند صالح خود یا کتاب و موقوفاتى که از او به یادگار مانده، کامیاب مى‏شود.(84) و یا در بهشت، نسل صالح انسان به او ملحق مى‏ شود.(85) یا از کار خیرى که سفارش و وصیت کرده، بهره‏مند مى‏شود.(86)
در تمام این موارد گرچه انسان مستقیماً سعى و تلاشى نکرده، ولى غیر مستقیم از طریق تربیت فرزند صالح، وقف، وصیت یا کتاب خوبى که به یادگار گذاشته، نقش داشته است

پیام ها

1- هستى، میدان تلاش و کار و نتیجه‏گیرى است. «و أن لیس للانسان الاّ ما سعى»
2 - ما مکلّف به انجام وظیفه‏ایم، نه حصول نتیجه. سعى و تلاش وظیفه ماست. «الاّ ما سعى»
3- ایمان به بقاى عمل و نظام عادلانه کیفر و پاداش، انسان را در برابر رفتار خود، هم دلگرم و تشویق و هم محتاط و مسئول مى‏کند. «و انّ سعیه سوف یرى»
4- هیچ عملى در هستى محو نمى‏شود. «سعیه سوف یرى».
۱ نظر

انسان16

سوره 16: النحل

خَلَقَ الإِنسَانَ مِن نُّطْفَةٍ فَإِذَا هُوَ خَصِیمٌ مُّبِینٌ ﴿4﴾ 
انسان را از نطفه‏اى آفریده است آنگاه ستیزه‏جویى آشکار است (4) 
نکته ها
آیه چهارم این سوره، مشابه آیه 77 سوره یس است که مى‏فرماید: «خلقناه من نطفة فاذا هو خصیم مبین و ضرب لنا مثلاً و نسى خلقه» یعنى با آنکه ما او را از نطفه‏اى آفریده‏ایم، امّا چنان به خود مغرور شده که در برابر ما به دشمنى برمى‏خیزد و براى ما این مثال را مى‏زند که چگونه استخوان‏هاى پوسیده، دوباره زنده مى‏شوند، گویا او آفرینش خودش را فراموش کرده است.
پیام ها
1- آفرینش آسمان و زمین، بیهوده و باطل نیست، بلکه بر حقّ استوار است. «خلق... بالحقّ»
2- کدام بُت ویا معبودى مى‏تواند در خلقت، شریک خداوند باشد؟ «خلقِ... تعالى عمّا یشرکون»
3- مبارزه با شرک، باید مستمّر و مداوم باشد. جمله‏ى «تعالى عمّا یشرکون» در آیه اوّل و سوّم تکرار شده است.
4- غرور و تکبّرِ انسان تا بدان حدّ است که در برابر خالق خود به خصومت و اظهار دشمنى مى‏پردازد. «خصیم مبین»

۱ نظر

انسان 15

سوره 4: النساء

یرید الله لیبین لکم و یهدیکم سنن الذین من قبلکم و یتوب علیکم و الله علیم حکیم (26) و الله یرید أ ن یتوب علیکم و یرید الذین یتبعون الشهوت أ ن تمیلوا میلا عظیما (27) یرید الله أ ن یخفف عنکم و خلق الانسان ضعیفا (28)

26 - خداوند مى خواهد (با این دستورها راههاى خوشبختى و سعادت را) براى شما آشکار سازد، و به سنتهاى (صحیح ) پیشینیان رهبرى کند، و شما را از گناه پاک سازد و خداوند دانا و حکیم است .
27 -
و خدا مى خواهد شما را ببخشد (و از آلودگى پاک نماید)اما آنها که پیرو شهواتند مى خواهند شما به کلى منحرف شوید.
28 -
خدا مى خواهد (با دستورهاى مربوط به ازدواج با کنیزان و مانند آن ) کار را بر شما سبک کند، و انسان ، ضعیف آفریده شده (و در برابر طوفان غرایز، مقاومت او کم است)

نکته ها

در این سه آیه اخیر، گوشه‏اى از الطاف خداوند در امر ازدواج پى در پى نقل شده است. خداوند احکام را براى شما بیان مى‏کند، «لیبیّن لکم» راه نشان مى‏دهد، «یهدیکم» لطف خود را به شما برمى‏گرداند، «یتوب علیکم» و بر شما آسان مى‏گیرد، «یخفّف عنکم» و این همه به خاطر آن که انسان در برابر طوفان غرایز، ناتوان، و قدرت صبر و خوددارى او اندک است.

پیام ها

1- اسلام، دین آسا نى است و بن ‏بست ندارد. «یریداللّه ان یخفّف عنکم» 
2- تکالیف دینى، براساس توان وطاقت انسان است. «یریداللّه ان یخفّف عنکم» 
3- مشکل‏ تراشى در ازدواج، خلاف خواست خداست. «یرید اللَّه ان یخفّف» 
4- پیروى و پایبندى شما در احکام ازدواج، زمینه‏ى سبکبارى و دورماندن جامعه از آفات و مشقات است. «یرید اللَّه ان یخفف عنکم» 
5 - انسان در برابر غریزه‏ى جنسى ضعیف است. «خلق الانسان ضعیفاً» 
6- میان تکوین و آفرینش انسان، و تشریع و احکام الهى هماهنگى است. «یخفّف... ضعیفاً»


۰ نظر

انسان 14

سوره 10: یونس

 

وَإِذَا مَسَّ الإِنسَانَ الضُّرُّ دَعَانَا لِجَنبِهِ أَوْ قَاعِدًا أَوْ قَآئِمًا فَلَمَّا کَشَفْنَا عَنْهُ ضُرَّهُ مَرَّ کَأَن لَّمْ یَدْعُنَا إِلَى ضُرٍّ مَّسَّهُ کَذَلِکَ زُیِّنَ لِلْمُسْرِفِینَ مَا کَانُواْ یَعْمَلُونَ ﴿12﴾

و چون انسان را آسیبى رسد ما را به پهلو خوابیده یا نشسته یا ایستاده مى‏خواند و چون گرفتاریش را برطرف کنیم چنان مى‏رود که گویى ما را براى گرفتاریى که به او رسیده نخوانده است این گونه براى اسرافکاران آنچه انجام مى‏دادند زینت داده شده است (12(

نکته ها

بارها خداوند از ناسپاسى انسان گِله کرده که در هنگام اضطرار و سختى خدا را مى‏خواند، ولى پس از حلّ مشکل، از خدا غافل مى‏شود و او را فراموش مى‏کند.


پیام ها

- ایمان به خداوند، در عمق روح انسان عجین شده و حوادث تلخ، عامل بیدارى این وجدان وفطرت خداجوى اوست. «مسّ الانسان الضّر دعانا»
2- آنان که دعا و نیایش موسمى دارند، مورد انتقاد وکارشان بى‏ارزش است. «مس الانسان الضّر دعانا»
3- دعا در هر حال جایز است؛ ایستاده، نشسته یا خوابیده. «جنبه، قاعداً، قائماً»
4- نیایش خالصانه، سبب رفع گرفتارى است. «دعانا... کشفنا»
5 - رفاه، زمینه‏ى غفلت است. «فلمّا کشفنا عنه مرّ کان لم یدعنا»
6- انسان، ناسپاس است. «مرّ کان لم یدعنا»
7- آنان که خدا را فراموش کنند، زندگى مادّى در نظرشان زیبا جلوه مى‏کند. «زیّن للمسرفین»
8 - فراموش کردن الطاف خداوند، نوعى اسراف است. «مرّ... للمسرفین»
9- هر کس در رفاه، غافل ودر گرفتارى دعا کند، مسرف است. «مسّ الانسان الضّر دعانا... فلمّا کشفنا عنه مرّ... زیّن للمسرفین»
10- مرفّهان، از خودراضى‏اند. «زیّن للمسرفین ما کانوا یعملون»

۰ نظر

انسان 13

سوره 17: الإسراء

 

وَقُل لِّعِبَادِی یَقُولُواْ الَّتِی هِیَ أَحْسَنُ إِنَّ الشَّیْطَانَ یَنزَغُ بَیْنَهُمْ إِنَّ الشَّیْطَانَ کَانَ لِلإِنْسَانِ عَدُوًّا مُّبِینًا ﴿53﴾

و به بندگانم بگو آنچه را که بهتر است بگویند که شیطان میانشان را به هم مى‏زند زیرا شیطان همواره براى انسان دشمنى آشکار است (53)

نکته ها

خداوند، آفریدگار بهترین‏هاست؛ «احسن کلّ شى‏ءٍ خلقه»،(125) «فاحسن صورکم»،(126) «احسن تقویم»(127) از ما نیز بهترین‏ها را مى‏خواهد؛ بهترین عمل، «لیبلوکم ایُّکم احسن عملاً»(128) بهترین سخن «یقولوا التّى هى احسن» وبهترین حرفها را پیروى کردن. «فیتّبعون احسنه»(129)
گویا مسلمانان در نحوه‏ى برخورد با کفّار ونیشخندهاى آنان و نحوه‏ى مقابله به مثل، سؤالاتى داشتند که آیه با «قل» پاسخ داده است، چرا که گاهى بدگویى به بت‏هاى کفّار، آنان را گستاخ مى‏کرد که آنان نیز به خداوند ناسزا گویند.
«کلام احسن» شامل هر نوع سخن شایسته است، همچون: سلام، دعا، ارشاد، اظهار محبّت، امربه‏معروف و نهى از منکر، ذکر خدا، توبه و استغفار و امثال آن.

پیام ها

- در دعوت به کلام نیکو، باید خود نیکو سخن بود. «یقولوا الّتى هى احسن»
2- کلام و گفتار خوب، زمینه‏ساز محبّت، و سخن‏ناروا، زمینه‏ساز انواع وسوسه‏هاى شیطانى است. آرى سخن نیکو، زمینه‏ى وسوسه را مى‏زداید. «یقولوا الّتى هى احسن انّ الشیطان ینزغ...»
3- لازمه‏ى عبودیّت، خوش‏گفتارى با دیگران است. «لعبادى، یقولوا الّتى هى احسن»
4- القاى دشمنى میان مردم، کار شیطان است و کسى که چنین کند، همکار شیطان است. «ینزغ بینهم»
5 - شیطان، همواره دشمن انسان بوده و در دشمنى لحظه‏اى درنگ نکرده است. «اِنّ الشیطان کان للانسان عدوّا»
6- شیطان در فتنه‏گرى ودشمنى‏با انسان، بسیار جدّى است.«اِنّ...کان... عدوّاًمبینا»

 

 

۰ نظر

انسان 12

سوره 17: الإسراء

 

وَإِذَا مَسَّکُمُ الْضُّرُّ فِی الْبَحْرِ ضَلَّ مَن تَدْعُونَ إِلاَّ إِیَّاهُ فَلَمَّا نَجَّاکُمْ إِلَى الْبَرِّ أَعْرَضْتُمْ وَکَانَ الإِنْسَانُ کَفُورًا ﴿67﴾

چون در دریا به شما صدمه‏اى برسد هر که را جز او مى‏خوانید ناپدید [و فراموش] مى‏گردد و چون [خدا] شما را به سوى خشکى رهانید رویگردان مى‏شوید و انسان همواره ناسپاس است 67

 

 

نکته ها
یکى از دلایل فطرى بودن توحید، این است که انسان در حالت درماندگى و ناامیدى از همه وسایل مادّى، متوجّه یک نقطه غیبى مى‏شود که او را نجات دهد.
شخصى منکر خدا، از امام صادق‏علیه السلام دلیلى بر اثبات خدا مى‏خواست. حضرت پرسید: آیا تاکنون سوار کشتى شده‏اى که دچار حادثه شود؟ گفت: آرى، یک بار در سفرى دریایى کشتى ما متلاشى شد و من بر تخته پاره‏اى سوار شدم. امام پرسید: آیا در آن هنگام، دل تو متوجّه قدرتى بود که تو را نجات دهد؟ گفت: آرى. فرمود: همان قدرت غیبى، خداست.


پیام ها

1- ایمان و توبه‏ى موسمى و موضعى ارزشى ندارد. «مسّکم الضرّ...» 
2- در گرداب خطر، انسان یکتاپرست مى‏شود، «الاّ ایاه» و نارسایى همه‏ى اسباب ظاهرى و پندارى روشن مى‏گردد. «ضلّ مَن تدعون» 
3- فاصله گرفتن از وسایل مادّى، عامل درک بهتر حقایق است. «مسّکم‏الضرّ فى البحر ضلّ مَن تدعون الاّ ایّاه» 
4- جز خداوند، هر معبودى محو و نابود مى‏شود. «ضَلّ مَن تدعون الاّ ایّاه» 
5 - دعاى خالصانه مستجاب مى‏شود. «الاّ ایّاه فلمّا نجّاکم» 
6- آسایش، عامل غفلت است. «نجّاکم الى البَرّ اعرضتم» 
7- جاذبه‏هاى دنیا به قدرى دلفریب است که انسان پس از ساعتى نجات از مهلکه، همه چیز را فراموش مى‏کند. «فلمّا نجّاکم... اعرضتم» 
8 - فراموش کردن خداوند پس از نجات، جلوه‏ى روشن کفران است. «و کان الانسان کفوراً» 


 

۰ نظر
About me
افسرده نیستم از قضا در فضای حقیقی یک انسان سالم، پر انرژی و سرزنده هستم که همیشه در پی چیزی میدود
در میان جمع هم هستم منتها دلم پی افکارم هست پی انچه برایش میدوم و حتی دلم میخواهد پی انی باشد که از همگان ارزشمند تر است برای پیروی
عنوان وب اما باید تشریح شود
تنهام به این معنا که دل به دل کسی نمیدهم در تنهایی های خودم سیر می کنم و بهترین لحظات زندگی ام ان وقت هایی است که با خودم در خلوت ترین نقاط قدم میزنم
تنها نیستم چون شکر خدا انقدر دوستان و خانواده ی خوبی دارم که هر لحظه که بخواهم یک ادم خوب و سالم را کنارم دارم.
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان