دخترک تنهای اجتماعی

من در میان جمع و دلم جای دیگر است...

گلزار

پنج شنبه شب

گلزار شهدا

روایت گری

جمع دغدغه مند برای اسلام و انقلاب (علی الظاهر)

من

و

و

و


و خدایا برای حال دل همه ی ادمها دعا میکنم

و ذره ای اینها را در چشم خود بحران نمیبینم چرا که میدانم

 زندگی دنیا جز لهو و لعب نیست

و این ها همه امتحاناتی است در راستای بزرگ شدن و دستیابی به تو

خدایا میدانم زیادی حرف میزنم

خب اینهم مرض من است تو خود هوایم را داشته باش

۰ نظر

تجربیات خونه دانشجویی 1

قبل از اینکه خونه بگیریم.یمدونستم دوستای بیرون ادم الزاما نمیتونن هم خونه های خوبی هم.باشن چون سقف مشترک.الزاماتی داره گه بیرون نداره و ممکنه شما به شدت تو اون الزامات با هم به مشکل برخورد کنین
حالا تصمیم گرفتم مصادیقش رو ثبت کنم اخه عبرت حوبی برا اینده خواهد شد
عبرت 1

تعریف تو از تمیزی و نظم با تعریف هم خونه ات از تمیزی و نظم باهم فرق میکنن
تعریف تو از با مرام بودن با تعریف اکن از با مرام بودن فرق میکنه
مثلا تو فک میکنی باید بدون چشم داشت و حساب و کتاب هر کس هر وقت که میتونه کار کنهداما همخونه ی به ظاهر مهربونت یهدبار ظرف بشوره دیگه نمیشوره تا خودت هر وقت نه شده وقت کنی و بشوری
و....
و البته هیچ کس.کپی.ما نیست 
۰ نظر

آرامش با خدا

چند هفته ای بود که دائما صرار داظت برویم.پیش پروفسور علوی(متخصص فلسفه تعلیم و تربیت از اساتیدانشگاه خودمان)

چند روز پیش بالاخره وقت رگفت و امروز را هماهنگ کرد

هردو نیم ساعتی از کلاسمان زدیم.و رفتیم طبق معمول دردهای مشترکی داشتیم

نالش از دور شدن از ارمان هایمان و فاصله ی علم و عملمان 

مشورتی برای ادامه تحصیل


چون ما دردهایمان را گفتیم حضرت استاد زبان به سخن گشود تا درمان مان را بگوید و به راستی که کلمات چون در از زبان اون میریختند و اگر نبود حیا اشکانم بی مهابا به پهنای صورتم جاری میشدند

استاد که حرف.میزد خلوص نیت و عمل به علمش در تک تک کلماتش هویدا بود عمق تفکراتش و عمق رابطه ی زیبایش با پروردگار واضح بود


اگر از همه ی یک ساعت صحبت هایمان بخواهم دوجمله ویم اینهاست:


1. انجایی ارامش از ما سلب میشود که خواسته هایمان با خواسته های خدا تطابق ندارد.


2. هر انچه که با نیتی برای خدا باشد بسیااار ارزشمند خواهد شد.


و این دونکته شاید پر واضح باشند اما بدیهیات را هم مهم است که چه کسی بگوید


پ ن:

از استاد اخلاق استفاده باید کرد...

۰ نظر

تفلد عیدم موبااارک

تبریک ویژه ی تولد از طرف رفیق جااان


خیلی باحال بود خخخخ


مامی هم سر انجام مارو از کرمان برگردوندن البته نه به زور که با حسشون

فلذا تولد گرفتند


همه هم کادو دادند

و از دیشب هم بسی تبریکات از طرف دوستان و اقوام دریافت نمودیم و سعی کردیم حس خوب داشته باشیم


و الحمدلله علی کل نعمته کما هو اهله


منتها در پایان باید عرض کنم هنوز نتونستم خوب فکر کنم به تولدم به این 22 سال گذشت چقدر توشه دارم 

چقدر از مسیر رو رفتم؟

اصلا تو مسیر بوده ام عایا؟

بقیه اش رو چکار کنم و چجوری برم؟

کاش خدا به ادم کادوی تولد میداد

اونم جواب این سوالات بود و البته مددی عمیق در راستای رفتن

۱ نظر

تو حوضی که ماهی نباشه قورباغه سالاره


ای بابا یه جوری میگه سطح بالای تفکرات شما و تاثیرات شما در فلان جا هر کس ندونه فکر میکنه من عجب نابغه ای هستم

اما مسئله اینه که تو حوضی که ماهی نباشه قورباغه سالاره

اخوی من خیلی قوی نیستم

ادمای اطرافم زیادی ضعیفن وگرنه من اگه انقدر قوی بودم که اینهمه تو کارای خودم وانمیموندم


پ ن1:

3 روز دیگه تولدمه

من عاشق خودم و تولدم هستم


پ ن2:

قبلنا به مامی گفته بودم دوس دارم واسه تولدم چی داشته باشم و ایشان نیز لطف نموده و امشب که پس از جند روز به دیارمان بازگشتیم با وجود اینکه منزل تشریف نداشتند سفارش کردند پدر هدایای مان را برایمان بخرند

خب رفتیم میز تحریر کوچولو برا دیار تحصیل خریدیم و کلی لوازم تحریر فانتزی

اصلا ادم میتونه از کلی از این چیزای کوچولو الکی ذوق کنه و از زندگی لذت ببره

مثلا امشب یه مقوای نارنجی با طرح گل گلی خریدم که بزنم تو اتاقم و برگه های نتم رو و بعضی عکسامو بچسبونم روش که برا برنامه ریزی بیشتر انرژی داشته باشم

راستی یادم باشه همه چی باید هر چه ساده تر باشه

(نمیدونم چرا یادم رفته بود ولی گاهی این فانتزیا برا تزریق انرژی لازمه)


پ ن3: خب به من چه که ادما عقلانیتشون کمتر از احساساتشون هست و یه سری اقداماتی میکنن که منجر به اذیت شدنشون میشه

به هر حال من یه سری هدف تو زندگیم دارم که باید باید و باید در مسیرشون قدم بردارم اگه کسی میتونه بیاد کنار من و همین اهدافم وایسه اگرم نه به سلامت

من نمیتونم غصه بخورم که چرا فلانی فلان رو زمنو دید و ماه ها و بعضا سالها فکر و احساسش درگیرم بود و من نتونستم کنار خودم بپذیرمش



الهی رضا برضاک، تسلیما لامرک، صبرا علی قضائک



۱ نظر

همه چیز دست یافتنی نیست


دارم یاد میگیرم گاهی ادم باید یه سری چیزا رو برا همیشه تو دلش نگه داره

کی گفته همیشه ادم باید به هر چیزی که میخواد برسه؟

کی گفته ادما نباید هیچ حسرتی به دل داشته باشن؟


اره خدا باشه نمیدونم راه خوبی انتخاب کردم برا یادگیریش یا نه

اما راه اسونی نبود

اصلا همیشه همینطوره وقتی تو درگیر امتحانی میشی که یکی دیگه هم توش نقش داره واقعا سخت میشه

اخه یکی دیگه هم داره اذیت میشه

اما انگار هر دوی ما یاد گرفتیم ادما میتونن خیلی برای هم مهم باشن میتونن خیلی با هم ارتباط خوبی بگیرن میتونن خیلی هم فکر باشن میتونن خیلی برا هم جذاب باشن


اما در عین حال از هم بگذرن


اره زندگی همینه باید گذشت و تسلیم شد


إلهی رضاً برضاک، تسلیماً لأمرک، صَبراً عَلى‏ قَضائِک

۱ نظر
About me
افسرده نیستم از قضا در فضای حقیقی یک انسان سالم، پر انرژی و سرزنده هستم که همیشه در پی چیزی میدود
در میان جمع هم هستم منتها دلم پی افکارم هست پی انچه برایش میدوم و حتی دلم میخواهد پی انی باشد که از همگان ارزشمند تر است برای پیروی
عنوان وب اما باید تشریح شود
تنهام به این معنا که دل به دل کسی نمیدهم در تنهایی های خودم سیر می کنم و بهترین لحظات زندگی ام ان وقت هایی است که با خودم در خلوت ترین نقاط قدم میزنم
تنها نیستم چون شکر خدا انقدر دوستان و خانواده ی خوبی دارم که هر لحظه که بخواهم یک ادم خوب و سالم را کنارم دارم.
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان