دخترک تنهای اجتماعی

من در میان جمع و دلم جای دیگر است...

سفر سرخ

بسم الله الرحمن الرحیم


کتابی که این روزها شور عجیبی در من ایجاد کرده است،کتابی که توصیه میکنم یک دور حتما بخوانیدش که درس های زیادی دارد


کتاب ســفـــر ســرخ





کتاب زندگینامه شهید علم الهدی

از:نصرت الله محمود زاده

به امید گوشه چشمی
۱ نظر

هعی...

بسم رب المهدی(عج)

در مملکتی که به خودی خود هزاران مشکل اقتصادی و تحریم دارد

اختلاس را میتوان چنین تشبیه کرد...

چند خانواده که به سختی استقلال یافته اند و در شرایط مالی خوبی به سر نمیبرند همه گرسنه و منتظر غذایند نهایتا یک نفر یک ظرف غذا برایشان می اورد که ناگهان یک ادم سودجوی منفعت طلب شکم سیر...می اید کل غذا را بر میدارد و میبرد


این یعنی نمیدانم شاید اصلا مثالم مناسب نبود ولی میدانم این اوج بدبختیست که عده ای بخاطر ارمان ها بجگند و سختی بکشند و عده ای بردارند و بخورند و بروند و علی الظاهر یک نفر را مجازات کنند و نهایتا عاملان اصلی همچنان خوش باشندو...


هعی...:(


به امید گوشه چشمی

۲ نظر

امر به معروف یعنی...

امر به معروف یعنی...


بی تفاوت نبودن...


حساس بودن...


و در یک کلام انسان بودن....


همان حقوق بشر


۲ نظر

ناخواسته حرام خوردن....

بسمه تعالی


نامه

از:غریبه...

به:....


سلام

ببخشید یه سوال داشتم،گناه ان دخترک یا نه بهتر بگویم ان طفلک هایی که ناخواسته پدرانشان نان حرام در سفره شان گذاشته اند چیست؟


مگر نگفته اند که لقمه حرام با ادمی چنین و چنان میکند پس.....


همین دیگر... خودت تکلیف ملت را مشخص کن


#الکی نوشت


۲ نظر

اســـ تـــ ر ســ

بسم الله


عطف به پست کنکور

نوشته بودم که تو یه پست نظرم رو در مورد استرس خواهم گفت البته اگه وقتتون خیلی براتون مهم و ارزشمند هست اصلا اصراری ندارم این پست رو بخونید ولی کلا چون خودم این مدل نگاه رو به استرس و نگرانی دوست دارم مینویسم که هر کس خواست استفاده کند

و اما اصل مطلب...

حقیقت اینه که با چیزی به نام استرس نا اشنا نیستم و نمیتونم یگم هیچ وقت تو زندگیم تجربه اش نکردم و کلا مادرزاد بی استرس به دنیا اومدم طبیعتا اینطور نیست اما خداییش یه کوچولو مادرزاد ارامش دارم

ولی یه سالایی بوده که منم تو زندگیم استرس داشتم به خاطر یه امتحان ساده ولی الان که نگاه میکنم میبین چه استرس بی خودی؟

احساس میکنم یه اشکالی که تو این بحث استرس وجود داره نگاه ماهاست اینکه حالا (بطور ویژه تو بحث امتحانات و مسائل اینچنینی میگم) به بچه این نگاه منتقل میشه که تو باید درس بخونی و حتما مثلا 20 شی

این چقد درسته؟

قطعا خیلی اشتباهه

ما سعی میکنیم بچه ها رو کمالگرا کنیم و وقتی اونا به اهدافشون نمیرسن مدام مضطرب میشن و هر روز بیشتر از اهدافشون دور میشن

در حالی که میشه با پذیرش واقعیات خیلی راحت زندگی کرد و بنده این گونه ام

۰ نظر

پنجره های تشنه

در آستانه‌ی اربعین حسینی و همزمان با حضور میلیونی عاشقان ثارالله در راهپیمایی عظیم اربعین، در جوار بارگاه ملکوتی حضرت سیدالشهداء علیه‌السلام از تقریظ حضرت آیت‌الله خامنه‌ای بر کتاب «پنجره‌های تشنه» رونمایی شد.
متن این تقریظ به شرح زیر است:

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم‌
این حسین کیست که عالم همه دیوانه‌ى اوست‌
این چه شمعی است که جانها همه پروانه‌ى اوست‌
اى شعله‌ى فروزان، اى فروغ تابان، اى گرمابخش دلهاى خلایق! تو کیستى با این شکوه و جلال، با این شیرینى و دلنشینى، با این هیبت و اقتدار، با این‌همه لشکر دل‌به‌همراه، با غلغله‌ى فرشتگان که در کنار موکب تو با آدمیان رقابت میکنند؟ تو کیستى اى نور خدا، اى نداى حقیقت، اى فرقان، و اى سفینةالنجاة؟ چه کرده‌ئى در راه خدایت که پاداش آن خدائى‌شدنِ هر آن چیزى است که به تو نسبت میرساند؟ بنفسى انت، بروحى انت، بِمُهجَةِ قلبى انت، و سلام الله علیکَ یومَ وُلِدتَ و یوم اُستُشهِدتَ مظلوماً و یوم تُبعَثُ فاخِراً و مَفخَراً. ۹۳/۲/۲۹
بسیار خوب و با ذوق و سلیقه نوشته شده است؛ و با نگاه هنرمندانه و کنجکاو و نکته‌یاب. خواندم تا ۹۳/۲/۲۸.

۱ نظر

لحظه ای درنگ...

بسم رب المهدی


امروز همایشی تحت عنوان"«همایش ملّی ارتقای سلامت نظام اداری و مقابله با فساد»"در کشور بین سران سه قوه برگزار شد که معاون اول رییس جمهور از حضرت آقا خواستند پیامی براشون داشته باشند پیام اینچنین بود:


«بسم الله الرّحمن الرّحیم
نفس اهتمام آقایان به امر مبارزه با فساد را تحسین می‌کنم، لکن این سمینار و امثال آن بناست چه معجزه‌ای بکند؟ مگر وضعیت برای شما مسئولان سه قوه روشن نیست؟ با توجه به شرایط مناسب و امیدبخشی که از لحاظ همدلی و هماهنگی و همفکری بین مسئولان امر وجود دارد، چرا اقدام قاطع و اساسی انجام نمی‌گیرد که نتیجه را همه بطور ملموس مشاهده کنند. توقع من از آقایان محترم این است که چه با سمینار و چه بدون آن، تصمیمات قاطع و عملی بدون هرگونه ملاحظه‌ای بگیرند و اجرا کنند. موفق باشید.»


من نمیدونم اقا دیگه چی باید بگن که ملت متوجه شن باید یک کار عملی شکل بگیره نه اینکه....


قضاوت به عهده ی خودتون


به امید گوشه چشمی
۱ نظر

علی(ع) و شهر بی ارمان

بسم رب العالمین


سلام

امیدوارم لحظات پر از مطالعه ای را بگذرانید


کتاب در دست مطالعه ی این روزهایم "علی (ع)و شهر بی ارمان" است


کتابی که حقیقتا تاثیر عمیقی بر من گذاشته و این حس را به من القا کرده که انچه از دل براید لاجرم بر دل نشیند


احادیث و ایاتی که از زبان استاد رحیم پور ازغدی نقل میشوند تا تکلیف ما را در رابطه با مصرف و تولید در دین اسلام مشخص میکند در رابطه با حکومت اسلامی و مسئولتش در برابر فقرا و خلاصه تکلیف همه ی مارا از سیر تا پیاز مشخص میکند و....


و ما را شاید لحظه ای از این همه بی دردر و بی دغدغه ای از اینهمه راحت طلبی و درگیری های شخصی و پوچمان جدا کند


خلاصه اینکه کتابیست که هر کس حداقل یکبار باید بخواندش


فایل پی دی افش رو براتون میذارم اگه خواستید دانلود کنید


دریافت


به امید گوشه چشمی

۳ نظر

روزمرگی

بسم رب الحسین (ع)

#روزمرگی
#راحت طلبی

من....اینروزها....روزمرگی...خستگی....نفس تنگی.....

اینروزها نفسم میگیرد گویی دارم خفه میشوم بس که دچار روزمرگی شده ام...

بس که دلم میخواهد پرواز را اما...اما بالهایم را بسته ام....خودم بال و پرم را در هم گره زده ام و میروم که بسوزانم بال و پرم را..

آن هم در حالیکه میسوزم در ارزوی پرواز......آه پرواز.....یاد ان جمله ی زیبا افتادم که میگفت:(پروا کنید تا پر،وا کنید)


چقدر دچار روزمرگی شدن درگیر کننده است و چه خسته کننده و چه انرژی گیرنده.....که ادم مدام بخواهد بخاطر دلش زندگی کند
ان وقت است که یک احساس خلا تو را بدجور اذیت میکند
#بدجور

حال ان کودکی  که تازه با کمک دستان مادر و پدر به راه افتاده اما به محض اینکه روی پاهایش ایستاد دستانشان را رها میکند و زمین میخورد را تصور کن
الان همانم همان که اگر دستان گرم مادر و ان دستهای قرص پدر نبودند لحظه ای نمیتوانستم بایستم و هربار با کمکشان می ایستم دستشان را رها میکنم
و این است درد من....

به امید جدا نشدن از انها.....


به امید گوشه چشمی






۱ نظر

دخترکــــ4ـــ

دخترک ناگهان در خیابان چیزی دید که به او انرژی عجیبی میداد برای پیشرفت و او پیش رفت با همان انرژی چند قدمی که میرفت ان سیاهی گوشه ی دلش و ان هاله ی سیاه با هم دست به یکی میکردند و او را قدمی به عقب میبردند و باز دخترک به جلو میرفت و ان ها او را به عقب میبردند و همین درگیری ها بود بین دخترک و سیاهی ها و البته ان نور،همانی که از اول همه جا با دخترک بود،همچنان با او بود و ان بود که در این درگیری ها کمک های عجیبی به دخترک میکرد و حتی گاهی دخترک اصلا متوجه نمیشد که این کمک ها از کجا می ایند.....

داشتم میگفتم، در همان حین که دخترک درگیر بود ناگهان یک چیزی شبیه یک ستاره ی دنباله دار امد و همه ی هاله ی سیاه را محو کرد دخترک لبخندی زد و به مسیر ادامه داد و من اما......

من که از دور نظاره گر ماجراها بودم شگفت زده ان ستاره را میدیم ان ستاره از کجا امد؟

ان چه چیزی بود که چنین قدرتی داشت و دخترک این بار سرش را پایین انداخت ویترین ها را دیگر نگاه نمیکرد بیشتر مشغول گفت و گو با نور بود و من میدیدم که سرعتش از قبل بیشتر شده هر چند هم سیاهی ته دلش تلاش میکرد که دخترک را به عقب براند نمیتوانست اخر ان سیاهی ای که از بالا با این سیاهی همکاری میکرد از بین رفته بود......

 

و من همچنان متحیر بودم که چه اتفاقی رخ داد؟

این همتن دخترک سر به هواییست که تا الان مدام اینطرف و انطرف را نگاه میکرد وهر از گاهی چندقدمی بر میداشت؟

و اما اکنون او چنان سربه زیر قدم برمیدارد که گویی در تمام عمرش این ویترین ها را ندیده!!!!

دخترک در حال راه رفتن در مسیر بود و من از دور اورا نگاه میکردم اما وااااااااااااااااای بازهم ان هالهی سیاه امد

تازه داشتم در درون خوشحال میشدم و با خود میگفتم ظاهرا دخترک ظرف چند سوت اینده به مسیر خواهد رسید اما.......

افسوس.....افسوس که باز ان سیاهی امد و دخترک.....

دخترک اما برخلاف انتظارم عکس العمل متفاوتی نشان داد اینبار دیگر دخترک محکم شده بود.......

تغییراتی در درونش بوجود امده بود که اورا به جلو میبرد برایم عجیب بود با وجود اینهمه سیاهی چطور دخترک ان رفتارهای قبلی را نداشت که هیچ رفتارهایی به مراتب بهتر و مقاوم تر از خود نشان میداد.....

۳ نظر
About me
افسرده نیستم از قضا در فضای حقیقی یک انسان سالم، پر انرژی و سرزنده هستم که همیشه در پی چیزی میدود
در میان جمع هم هستم منتها دلم پی افکارم هست پی انچه برایش میدوم و حتی دلم میخواهد پی انی باشد که از همگان ارزشمند تر است برای پیروی
عنوان وب اما باید تشریح شود
تنهام به این معنا که دل به دل کسی نمیدهم در تنهایی های خودم سیر می کنم و بهترین لحظات زندگی ام ان وقت هایی است که با خودم در خلوت ترین نقاط قدم میزنم
تنها نیستم چون شکر خدا انقدر دوستان و خانواده ی خوبی دارم که هر لحظه که بخواهم یک ادم خوب و سالم را کنارم دارم.
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان