دخترک تنهای اجتماعی

من در میان جمع و دلم جای دیگر است...

بچه پولدار ملی

سخنرانی آقا در جمع نخبگان


۰ نظر

شهادت امام سجاد (ع) تسلیت باد

۲ نظر

حال دلم.....

بسم الله الرحمن الرحیم


میخواهم بنویسم

خیلی موضوعات برای نوشتن در ذهنم می ایند و میروند اما حس نوشتنشان نمی اید

این روزها خیلی گرفتارم سرم که هیچ حتی دلم هم شلوغ شده است

اصلا نمیفهمم جه خبر است

برای یکی مهم ترین تصمیم های زندگی ام عجیب مرددم و نمیدانم چه کنم

دلم میخواهد یک نفر،یک نفر که همه چیز را میداند بیاید و بنشیند کنارم و من..

برایش ساعت ها حرف بزنم و او بگوید تو باید فلان کار را انجام بدهی که همه چیز به بهترین حالت اتفاق بیفتد

و خلاصه اینکه نمیدانم

تفاق نسبتا مهمی در راه است

برایم دعا کنید

یا حق


به امید گوشه چشمی

۱ نظر

زیــــنـــبــ

کوفه

برای اولین بار

سخنرانی یک زن را می شنید

بهت و سکوت

همه جا را فرا گرفته بود

که زینب

با نام خدا شروع کرد

همه مست از این همه

فصاحت و بلاغت

همه یادشان رفت

انجا برای چه امده بودند

توابین از همان روز

متولد شدند...

از همان خطبه زینب


einlam.ir
۱ نظر

تغییر رشته

من وتغییر رشته ام
میخواهم تغییر رشته بدهم به روانشناسی
چرا؟
چون من در خودم میبینم و در جامعه هم این نیاز را میبینم
میبینم که در جامعه چه نیازهایی به ان وجود دارد
وقتی ادم به یک موضوع علاقه دارد و در ان احساس نیاز میکند میتواند خیلی کارها بکند اما وقتی قرار باشد چهار سال از بهترین لحظات عمرش را در یک رشته ای بگذارد و به ان علاقه نداشته باشد پس چراباید چنین کند جوانیست دیگر مگر ما چندتا جوانی داریم در طول عمرمان که اینگونه با ضوابط و قوانین هدرش بدهیم
یا رب به امید تو....

۰ نظر

مــ ـحــ ـرمــ

بسم رب الحسین(ع)


عاشورای امسال هم تمام شد...

دلم میخواهد از خیلی چیز ها بنویسم

از اینکه ظاهرا چطور گذشت و چه ها کردم از اینکه در درون چ بر من گذشت...

تاسوعای هر سال مادربزرگم اینها نذری میدهند

شب عاشورای هر سالم برنامه ریزی شده است که باید در کدام مجلس و مراسم باشم برایم صفای خاصی دارد انهمه عشق و شور و شوق برای خدمت به عاشقان امام حسین

امسال هم مثل هر سال انجا گذشت...

از روز قبل از تاسوعا...

ان فعالیت ها و بدو بدوهایش را دوست دارم ان دیگ شستن ها را دوست دارم اما....

نمیدانم دوست ندارم دیگر این قضیه را به زبان بیاورم

پس نمیگویم....

و عاشورا حتی عاشورا را نسبتا همانطور گذراندم که خودم میخواستم رفتم مراسم عصر عاشورا در مسجد جامع

بعد هم که رفتم هیئت خودمون برای مراسم شب.....

انجا مراسم خوب بود دوستش داشتم

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

و اما حالاتم....
ایام خوبیست
نمیدانم چه مشکلی پیدا کرده ام
فقط و فقط امیدوارم به دست نوازش ارباب

فقط این را میدانم:
"القلب حرم الله فلا تسکن فی حرم الله غیرالله"

:(

یاد خیلی چیزها بغض را در گلویم میفشارد اما نمیدانم چرا این بغضم سر باز نمیکند

و صبر و زینب بیش از همه چیز .....




پ ن:
گاهی اوقات میشنویم که باید واسه اینکه یه رذیله ی اخلاقی رو از خودمون دور کنیم سالها صبر کنیم یا یک فضیلت رو کسب کنیم سالها تلاش کنیم
و معمولا میگیم نه بابا اصلا هیچ وقت هیچ فایده ای نداره اما ادم وقتی میتونه قضاوت صحیحی داشته باشه در مورد رشد خودش که بنویسه
یادمه دقیقا تاسوعای پارسال داشتم تو نت های گوشیم مینوشتم که من که اینقد ادعا دارم واسه چی فلان کار بد رو انجام میدم
و دقیقا تاسوعای امسال که تو همون شرایط قرار کرفتم رفتار معقول تری داشتم و به اونی که میخواستم نزدیکتر شده بودمو اینجا بود که فهمیدم باید صبر کردو تلاش کرد مثلا تو همین موردی که میگم بهتر شدم طول این یکسال من واقعا بهش اهمیت میدادم بهش فکر میکردم شاید گاهی انجامش نمیدادم اما سعیم بر این بود که انجام بشه
برای همین تصمیم گرفتم برنامه بنویسم سالی یک عیب و یک حسن
تا سال بعد ان شاالله به مدد اقا کم کم همه چی حل میشه

التماس دعا

به امید گوشه چشمی




۲ نظر

خــانـــواــد ـــهـــ

بسم رب العالمین


خانواده یک نهاد اجتماعیست

یک مامن امن برای همه ی اعضایش

و چه خوش میگذرد

وقتی خانواده ارامش داشته باشد

و چه زجر اور است وقتی این مامن امن، نا امن میشود

و بنظرم همیشه بیشترین مشکلات حامعه (هر جامعه ای) از خانواده های نا صحیح نشئت میگیرد خانواده هایی که والدین خودشان مسیر را نمیدانند دیگر حالا چه برسد به اینکه قرار باشد مسیر به چند ادم دیگر هم نشان بدهد

همیشه قلبا نگران این موضوع هستم که وقتی خدا یک موجود پاک را می افریند توانایی ها و استعداد های بسیاری هم در او قرار میدهد 

اما این پرورش استعداد ها دست والدینه و حالا اون والدینی که تو تین دوره زمونه لحظه ای هم به این قضایا فکر نمیکنند و فکر و ذکری جز خرید  تبلت و ... و فراهم کردن امکانات برا بچه شون ندارن و حتی ذره ای به فکر این یستن که برا اخرت بچه هاشون کاری بکنن چطور میخوان استعداد های بچه رو پرورش بدن و اون موجود معصوم رو همونطور پاک نگهدارن

یکی از مهمترین و بزرگترین دغدغه های زندگیمه این قضیه

وقتی یکی میتونه بشه افلان علامه چرا باید بشه فلان گدا
هر دوی اینها انسانند و تواناییهای خاص خودشون رو دارند اما افسوس از غفلت ها....
امیدوارم خدا کمکمون کنه اگر ذره ای میتونیم روی تربیت هرکسی (کوچک و بزرگ) تاثیر بگذاریم این کار رو ازاون فرد دریغ نکنیم
ان شاالله

به امید گوشه چشمی


۱ نظر

حــالـــ خـــوبــــ ـ ـ ـ

حال خوب یعنی:
اینجا ایران است:
به افق محرم نزدیک میشویم
بوکن:
بوی بغض...
بوی پیراهن مشکی...
بوی فریاد یا حسین...
ربنا اتنا کربلا...
واجعل مماتی فی العاشورا...
روحی لک الفدا یا مولا...
کم کم شمارش روزها به اتمام می رسد...
دیگر نزدیک است
فریاد بزنیم:
ای اهل حرم میر و علمدار نیامد
سقای حسین سید و سالار نیامد...

۲ نظر
About me
افسرده نیستم از قضا در فضای حقیقی یک انسان سالم، پر انرژی و سرزنده هستم که همیشه در پی چیزی میدود
در میان جمع هم هستم منتها دلم پی افکارم هست پی انچه برایش میدوم و حتی دلم میخواهد پی انی باشد که از همگان ارزشمند تر است برای پیروی
عنوان وب اما باید تشریح شود
تنهام به این معنا که دل به دل کسی نمیدهم در تنهایی های خودم سیر می کنم و بهترین لحظات زندگی ام ان وقت هایی است که با خودم در خلوت ترین نقاط قدم میزنم
تنها نیستم چون شکر خدا انقدر دوستان و خانواده ی خوبی دارم که هر لحظه که بخواهم یک ادم خوب و سالم را کنارم دارم.
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان