دختر کویر

با خودت مرا ببر ، خسته ام از این کویر

احساسات خدا

سلام

 سوال؟

ایا خدا احساسات دارد؟

جواب:

احساست مربوط به ماده و جسم است پس خدا احساسات ندارد چرا که اگر داشت خدا ماده محسوب میشد و ماده محدودیت می اورد و خدایی که محدود باشد دیگر خدانیست

و اما....

پس خشم خدا و رحمت خداوامثالهم چه چیزی هستند؟

خشم خدا عدم توجه او و برداشتن رحمتش است که اینها به معنای احساست نیست و مبنای عدم توجه اعمال ما هستند


پ ن:


از انجایی که راههای مختلفی برای اثبات این مسائل وجود دارد لطفا شما هر روش دیگری را که میتوانید بیان بفرمایید

با تشکر:)


بـه امـیـد گـوشـه چـشمـی

۰ نظر

چگونگی بوجود امدن خدا

سلام

گفته بودم که هر چیزی که یاد گرفتم رو میذارم که شماهم یاد بگیرید

کپی کردم البته ولی خب منبع رو هم انتهای متن میذارم

لطفا حتما مطالعه کنید:)


خداوند خودش چگونه بوجود آمده است؟


با تفکر در معنا و مفهوم واژه خدا جواب سوال شما واضح می شود 
خدا آن است که همه را به وجود آورده است و باعث خلقت همه مخلوقات می باشد اوست که همه به او نیازمند اند و او به کسی نیازمند نیست همه کمالات را داراست و هیچ نقصی در ذات او راه ندارد و اگر فرض کنیم که به کسی نیازمند است دیگر او خدا نخواهد بود و آن موجودی که نیاز این خدای فرضی ما را بر طرف کرده است او خدای حقیقی خواهد بود حال دو باره سوال می کنیم آیا آن موجود برتر به کسی نیازمند است یا نه اگر گفتیم که آری نیازمند است که دیگر او خدا نیست و اشتباها نام خدا را بر او نهاده ایم.
آری نقص و نیاز و در راس آن نیاز به آفریده شدن اموری است که در خدا راه ندارد و اگر فرض شود که خدا آفریده شده او دیگر خدا نیست.
به تعبیر دیگر وجود خدا ذاتی اوست و این وجود را از گسی نگرفته است. برای همین به خدا واجب الوجود گویند یعنی کسی که وجودش از خودش است.
در قالب مثال این موضوع را بیشتر توضیح می دهیم:
فرض کنید که یک عده دونده در پشت خط آغاز ایستاده اند و منتظر شروع مسابقه اند در این بین میان دوندگان تعهدی صورت می پذیرد که همه با هم تعهد می کنند تا کسی شروع به دویدن نکند بقیه شروع نمی کنند و همه این تعهد را با هم دارند که تا کسی پای خود را از این خط شروع آن طرف نگذارد من هم شروع نمی کنم
به نظر شما اگر همه به این تعهد پایبند باشند که شروع آنها منوط به اراده دیگری است چه اتفاقی خواهد افتاد؟؟
مسلما هیچ گاه این مسابقه شروع نخواهد شد .
اما چند لحظه ای چشممان را از صحنه مسابقه بر می داریم به یکباره می بینیم که همه دوندگان از خط شروع گذشته و به خط پایان رسیده اند .
چه نتیجه ای خواهیم گرفت ؟
حتما خواهید گفت که یک نفر قاعده بازی را رعایت نکرده و خود به خود و سر از خود مسابقه را شروع کرده و باعث حرکت دیگران شده است.
آری در عالم وجود هم این گونه است اگر همه بلا استثناء بخواهند از دیگران وجود بگیرند هیچگاه هیچ موجودی به وجود نخواهد آمد و اصلا عالم هیچ موجودی نخواهد داشت . بلکه باید در این میان یک موجود قاعده را بر هم زده و وجود را از خود داشته باشد تا بتواند باعث موجود شدن دیگران بشود. که ما نام او را خدا گذاشته که نه وجودش را از کسی گرفته و نه به کسی نیازمند است بلکه به همه موجودات وجود داده و همه به او نیازمندند و به قول قرآن کریم

یَا أَیُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَرَاءُ إِلَى اللَّهِ وَاللَّهُ هُوَ الْغَنِیُّ الْحَمِیدُ(فاطر:15)

در یک مثال ساده تر و عرفی تر برای فهم بهتر مساله :
یک غذایی سر سفره آماده است می خوریم می یابیم که شور است سوال می کنیم که شوری غذا از چیست می گوید از نمک است سوال می کنیم شوری نمک از چیست به آرامی می خندد می گوید خب شوری نمک از خودش است دیگر .
دقیقا اگر ما مفهوم خدا را درست درک کنیم می فهمیم که همه موجودات را خدا به وجود آورده و وجود خدا از خودش است دیگر.

منبع


بـه امـیـد گـوشـه چـشمـی

۲ نظر
About me
خسته ام از این کویر ، این کویر کور و پیر
این هبوط بی دلیل ، این سقوط ناگزیر

آسمان بی هدف ، بادهای بی طرف
ابرهای سر به راه ، بیدهای سر به زیر

ای نظاره ی شگفت ، ای نگاه ناگهان
ای هماره در نظر ، ای هنوز بی نظیر !

آیه آیه ات صریح ، سوره سوره ات فصیح
مثل خطی از هبوط ، مثل سطری از کویر

دیدمت ولی چه دور ! دیدمت ولی چه دیر
این تویی در آن طرف ، پشت میله ها رها

دست خسته ی مرا ، مثل کودکی بگیر
با خودت مرا ببر ، خسته ام از این کویر
گزیده ای از شعر قیصر امین پور
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان