دختر کویر

با خودت مرا ببر ، خسته ام از این کویر

دورِ گردونِ دنیا...

یه روزی تو میشینی زار میزنی و از حالات بدت میگی و یکی دیگه میشه تکیه گاهت...

یه روزی هم دیگری میشینه زار میزنه و از حالات بدش میگه و تو میشی تکیه گاهش

دنیا همینه.... اگه هر اتفاقی واست میفته فقط واسه تو نمیوفته بلکه اتفاق میوفته که تو از تجربیاتش به ایندگان هم بدی

به شرط اینکه خوب فکر کنی و تجربیات ناشی از اون رو دسته بندی کنی و روز مبادا ازشون استفاده کنی!!

۳ نظر
یک خاکستری
۲۳ مهر ۲۳:۵۷
معمولا تجربه های خیلی خیلی تلخ، یا مواردی که زیاد تکرار بشه و انسان رو به ته خط برسونه این قدرت رو دارند که آدم رو تغییر بدن.
وگرنه ممکنه یه تجربه بد دوباره در آینده تکرار بشه چون به اندازه کافی داغمون نکرده.

پاسخ :

اره تا حدی موافقم
و از این منظر تاکید دارم که شیوه ی حل مسئله ی شما تو اتفاق بد میتونه به درد عده ی زیادی بخوره اگه مسیر رو با دقت طی کنید
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
About me
خسته ام از این کویر ، این کویر کور و پیر
این هبوط بی دلیل ، این سقوط ناگزیر

آسمان بی هدف ، بادهای بی طرف
ابرهای سر به راه ، بیدهای سر به زیر

ای نظاره ی شگفت ، ای نگاه ناگهان
ای هماره در نظر ، ای هنوز بی نظیر !

آیه آیه ات صریح ، سوره سوره ات فصیح
مثل خطی از هبوط ، مثل سطری از کویر

دیدمت ولی چه دور ! دیدمت ولی چه دیر
این تویی در آن طرف ، پشت میله ها رها

دست خسته ی مرا ، مثل کودکی بگیر
با خودت مرا ببر ، خسته ام از این کویر
گزیده ای از شعر قیصر امین پور
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان