دختر کویر

با خودت مرا ببر ، خسته ام از این کویر

نخونید خب چیزی نیست

نخونید خب چیز خاصی نیست ینی گزارشی از حالاتمه صرفا چون دلم برای وب تنگ شده بود

میخواستم یه عالمه مطلب بنویسم اما منصرف شدم

نهایتا اینکه این روزها اغلب اوقات که کتابخونه ام اون مابقی رو هم

تو دانشگاه قدم میزنم و سعی میکنم ادم های جدید دانشگاه رو انالیز کنم

در همین حین خاطرات خودم رو هم مرور می کنم خوشی ها و ناخوشی ها

و اینکه پایان نامه ام رو با یه استاد مورد علاقه ای برداشتم حالا اون استاد منتقل شده شیراز منم مجبور شدم با یکی دیگه بردارم :/


همین دیگه

هر روز هم تنهایی و خلوت رو درون خودم می یابم که امیدوارم به جای خوبی ختم شه


پ ن:

با استاد جان هم دوست تر از پیش شدم

میرم میشینم پیشش درد و دل میکنم از اینکه چقد دل ادم تو این دنیا می گیره و ....

اونم با بیان کلی خاطره باهام همدردی میکنه

ایشون البته یکی از تاپ های رشته شون هستن تو ایران ولی خب خیلی بزرگوارن که منو تحویل میگیرن

۲ نظر
آزاد ...
۱۴ مهر ۱۵:۱۰
چه استاد خوبی!

پاسخ :

اصلا عالی ان
جای چدربزرگ من هستن
و به شدت انسان عالم و با تقوایی هم هستن
چند روز پیش بهم گفتن اگه دوست داشتین و یادتون موند واسه منم دعا کنین :/
دلم میخواست جیغ بزنم
پریسا سادات ..
۱۴ مهر ۱۸:۵۵
موفق باشی:)
چه استادی... به به

پاسخ :

ممنون همچنین

اره خدا نصیب شما هم بکنه
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
About me
خسته ام از این کویر ، این کویر کور و پیر
این هبوط بی دلیل ، این سقوط ناگزیر

آسمان بی هدف ، بادهای بی طرف
ابرهای سر به راه ، بیدهای سر به زیر

ای نظاره ی شگفت ، ای نگاه ناگهان
ای هماره در نظر ، ای هنوز بی نظیر !

آیه آیه ات صریح ، سوره سوره ات فصیح
مثل خطی از هبوط ، مثل سطری از کویر

دیدمت ولی چه دور ! دیدمت ولی چه دیر
این تویی در آن طرف ، پشت میله ها رها

دست خسته ی مرا ، مثل کودکی بگیر
با خودت مرا ببر ، خسته ام از این کویر
گزیده ای از شعر قیصر امین پور
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان