دختر کویر

با خودت مرا ببر ، خسته ام از این کویر

ترم اولی ها

واااای خدای من

چرا ترم یکی های امسال بعضا تا این حد فسقلی ان که بدون هیچ رفتار خاصی ترم یک بودن از قیافشون میریزه بیرون؟؟!!


و کاش یکی بهشون میفهموند دانشگاه وقتی یک فضای سبز بزرگ با یک عالمه نیمکت داره یعنی عزیزان دل نباید اکیپی برید وسط چمن ها بشینید...


امان از کتابخونه ی دانشگاه...

امروز 7 مهرماه

به حدی شلوغه که کف کفش انتظار داری میانترما شلوغ شده باشه

همیشه از اینکه ملت اینهمه میان کتابخونه تعجب میکنم (حالا فاکتور بگیرید که من خودم دائم کتابخونه ام که اینقدر خوب امار افراد حاضر در کتابخونه رو دارم)

بعد از 4 سال حضور در فضای کتابخونه ی دانشگاه دیگه تحمل فضای کتابخونه های سطح شهر رو ندارم هم از جهت سطح امکانات و هم از جهت نوع افراد که تو کتابخونه های شهر همه بچه دبیرستانی های کنکوری ان و من دیگه قدم مساد از دیدن کتابای کنکور کارشناسی :)

۰ نظر
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
About me
خسته ام از این کویر ، این کویر کور و پیر
این هبوط بی دلیل ، این سقوط ناگزیر

آسمان بی هدف ، بادهای بی طرف
ابرهای سر به راه ، بیدهای سر به زیر

ای نظاره ی شگفت ، ای نگاه ناگهان
ای هماره در نظر ، ای هنوز بی نظیر !

آیه آیه ات صریح ، سوره سوره ات فصیح
مثل خطی از هبوط ، مثل سطری از کویر

دیدمت ولی چه دور ! دیدمت ولی چه دیر
این تویی در آن طرف ، پشت میله ها رها

دست خسته ی مرا ، مثل کودکی بگیر
با خودت مرا ببر ، خسته ام از این کویر
گزیده ای از شعر قیصر امین پور
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان