دختر کویر

با خودت مرا ببر ، خسته ام از این کویر

آیا برم آیا نرم؟

رفقایی که در اینده بیشتر ازشون توضیح خواهم داد (3 تا زوج هستن که تو اردوجهادی باهم دوست شدیم از شهرهای مختلف) فی الحال منزل ما هستن

اصرار دارن خانه و خانواده رو رها کنم باهاشون برم اردبیل خونشون:)

ینی اکه برم این دیگه از خفن ترین سفرهای زندگیم خواهد شد:)))

بعیده خانواده مشکلی داشته باشن اما خودم کار دارم 😀

۲ نظر
مرتضا دِ
۲۸ مرداد ۰۸:۰۸
بی شک پیشنهاد من اینه که برو

پاسخ :

اخه کلاسام میمونه :(
بین دوراهی مرگ و ذلت موندم 
هم دلم با رفقا بودن میخواد هم اینجا و درس و مشقم رو 
مرتضا دِ
۲۸ مرداد ۱۰:۲۵
مگه مدرسه ها تعطیل نیست الان؟ :)

پاسخ :

وااا مگه من دانش اموزم؟؟
کلاس های متفرقه است....
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
About me
خسته ام از این کویر ، این کویر کور و پیر
این هبوط بی دلیل ، این سقوط ناگزیر

آسمان بی هدف ، بادهای بی طرف
ابرهای سر به راه ، بیدهای سر به زیر

ای نظاره ی شگفت ، ای نگاه ناگهان
ای هماره در نظر ، ای هنوز بی نظیر !

آیه آیه ات صریح ، سوره سوره ات فصیح
مثل خطی از هبوط ، مثل سطری از کویر

دیدمت ولی چه دور ! دیدمت ولی چه دیر
این تویی در آن طرف ، پشت میله ها رها

دست خسته ی مرا ، مثل کودکی بگیر
با خودت مرا ببر ، خسته ام از این کویر
گزیده ای از شعر قیصر امین پور
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان