دختر کویر

با خودت مرا ببر ، خسته ام از این کویر

نسل جدید به فاصله 5 سال!

5 سال پیش میومدم همین کتابخونه ای که الان اومدم

اونموقع میومدم واسه کنکور کارشناسی درس بخونیم

از اولش هم یه اکیپ از بچه های دبیرستان بودیم اما در طول زمان اکیپمون در کتابخانه گسترش هم یافت

ما غالبا مثبت و درس خون و تا حدی مذهبی بودیم

البته قشری هم داشتیم غیر مذهبی و درس خون اما خب با حجاب نبودن و اهل نماز و روزه نبودن همین!

هممون هم با هم خوب بودیم البته


اما حالا بعد از 5 سال دوباره به همانجا برگشتم این بچه های جدیدی که برای کنکور کارشناسی میخوانند دیدنی اند

نمی فهمم چه چیزی یک دختر 17 ساله را بر آن میدارد که رنگ شالش را با موهایی که آبی رنگ شده اند ست کند؟


چه می خواهد از زندگی؟

یا آن دیگری که فقط برای درس خواندن آمده اما چنان موهای بلند و اتوکشیده اش را دورش مرتب ریخته انگار مهمانی است...


خدایا یه فکری کن اینا رو چجوری باید هضم کنیم؟

۴ نظر
آقای برادر
۲۳ مرداد ۱۶:۴۹
هیچی حاج خانم...شمام موهاتون رو صورتی رنگ کنید و با مانتو و شالتون ست کنید:))

پاسخ :

همین فقط مونده :/

والا دین و ایمون که به کنار اگه صدقه سر رشته ام اندکی سلامت روان داشته باشم ان شاالله هیچ وقت به این نقطه نمیرسم
آقای برادر
۲۳ مرداد ۱۶:۵۷
من موهام تقریبا همیشه خیلی کوتا بود(کچل تقریبا)تا 6 ماه قبل نمیدونستم موهام رو کدوم وری شونه کنم ...الان  به این سن تقریبا یاد گرفتم درحالی که دوستان چه مدل هایی بر سر مبارک میزدن:))

پاسخ :

احسنت حلال زاده به مادربزرگش میره :)
مرتضا دِ
۲۳ مرداد ۱۶:۵۸
یعنی میگی یه مشکل روانی محسوب میشه؟ 🤒

پاسخ :

بنظر نمیاد آدمی که تا این حد برای دیده شدن و متفاوت شدن از واقعیت خودش تلاش میکنه سلات روان بالایی داشته باشه
چطور؟ شما موهاتونو رنگ می کنید؟ :))
مرتضا دِ
۲۳ مرداد ۱۷:۰۲
دست رو دلم نذار خانم :|

پاسخ :

باشه :))

شما را چه شد به ناگاه؟!
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
About me
خسته ام از این کویر ، این کویر کور و پیر
این هبوط بی دلیل ، این سقوط ناگزیر

آسمان بی هدف ، بادهای بی طرف
ابرهای سر به راه ، بیدهای سر به زیر

ای نظاره ی شگفت ، ای نگاه ناگهان
ای هماره در نظر ، ای هنوز بی نظیر !

آیه آیه ات صریح ، سوره سوره ات فصیح
مثل خطی از هبوط ، مثل سطری از کویر

دیدمت ولی چه دور ! دیدمت ولی چه دیر
این تویی در آن طرف ، پشت میله ها رها

دست خسته ی مرا ، مثل کودکی بگیر
با خودت مرا ببر ، خسته ام از این کویر
گزیده ای از شعر قیصر امین پور
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان