دختر کویر

با خودت مرا ببر ، خسته ام از این کویر

رنجِ متعالی

خوشبختیِ ارزان یا رنجِ متعالی ، کدام بهترست؟    



                                                                                                                           |یادداشت هایِ زیرزمینی|فئودور داستایفسکی|ترجمه یِ رحمتِ الهی|انتشاراتِ علمی و فرهنگی|1392|

۸ نظر
آقای برادر
۲۱ مرداد ۱۶:۲۲
رنج متعالی دارای نتیجه:))

پاسخ :

احسنت بر شما فرزند باهوش مادربزرگتان:))

خب پاشید برید رنج متعالی بکشید به جای تاریک شدن :)))
ذهن کوچک
۲۱ مرداد ۲۰:۴۷
مگه رنج نمی کشیم که خوشبخت بشیم؟! خب مسلما خوشبختی ارزون دیگه :)
سس هم بزنید لطفا

پاسخ :

چرا اما منظورش از خوشبختی ارزان خوشی در لحظه بوده نه احساس خوشبختی ناشی از رنج مثلا ورزش کردن

شرمنده واسه شما نمی تونم سس بزنم رژیم تون بهم میخوره پس فردا میاید طلبکار من میشید:))
ذهن کوچک
۲۱ مرداد ۲۱:۴۸
خب من چون خوشبختی ارزون رو انتخاب کردم فکر می کنم دیگه رژیم مهم نباشه :)

پاسخ :

ای بابا ظاهرا حسابی زدید به در بیفکر زندگی کردن
اگه شما جناب ذهن کوچک هستید که چند وقت دیگه میبینمتون دوباره در حال عمیقا فکر و بررسی کردن 
حالا علی الحساب جهت کاهش شدت منطقی بودن و تحلیل های درونی تون برید بی فکر زندگی کنید باشد که خوش بگذرانید:))

7-8 مدل سس واستون میزنم :)))
ذهن کوچک
۲۲ مرداد ۱۵:۰۱
آخه میدونید، زندگی من یه روند ساده و تکراری داره که هر روز هم باید روزی ۸ ساعت رو بشینم و فکر کنم، طراحی کنم و مساله حل کنم.
خب آدم ناچارا منطقش قویتر میشه و به فکر کردن عادت میکنه تا اینکه توی میدون تره بار میخواستم روزی ۸ ساعت داد بزنم.
سس سیر فراموش نشه، لیمو نمیخوام :)

پاسخ :

اره خداییش اینکه شرایط به چه سمتی شما رو ببره خیلی تاثیر داره
اوکی پس فقط همون 8 ساعت فکر کردن کافیه دیگه بعدش راحت باشید :))

بله حتما
چیز دیگه ای هم خواستید امر بفرمایید فقط  خخخ
ذهن کوچک
۲۲ مرداد ۲۲:۰۳
دیگه بعدی نداره! میای خونه و فقط میخوای استراحت کنی؛ که اونم گاهی گیرت نمیاد و باید تمرین میدون تره بار کنی !

پاسخ :

چقدر فیلم می بینید؟
ذهن کوچک
۲۲ مرداد ۲۲:۲۴
تایم خاصی نداره... الان که سریال دنبال می کنم شبی یه قسمت... وگرنه شاید هفته ای یکی دوتا

پاسخ :

اهان میخواستم بهتون پیشنهاد کنم بیشتر فیلم ببینید حتی رمان بخونید و شعر 
اندکی لطافت ها و غیر منطقی هاتون رو افزایش بدید
حتی پیشنهاد میکنم حداقل یه دونه گلدون یه گوشه ی خونه ترجیحا تو اتاقتون (اگه اتاق شخصی هست اگه نه جایی نزدیک به مامن همیشگی تون در منزل) نگهداری کنید
و اگه شرایطشو دارید گلخونه رو فعال کنید
یا مثلا پرنده ای نثل عروس هلندی خیلی چیز قشنگیه واسه مجبور بودن برای لطیف شدن :)
ذهن کوچک
۲۳ مرداد ۱۸:۵۴
من سریال وایکینگ ها میبینم... شما از لطافت حرف میزنید؟! 😂
پرنده بیچاره، یه هفته ای از گرسنگی میمیره 😬
هر وقت یه دختر با نگه داری از کلاغ دنبال زمخت شدن بود یه پسر هم برا لطیف شدن عروس هلندی نگه داری خواهد کرد.
آخه یه شاخه گل که آدمو لطیف نمی کنه ! 😕

پاسخ :

://
مشکل لطافت با من چیه؟؟!!

این یه تمرینه واسه ذهن که به طور مداوم بتوته لحظاتی خودش رو از فضای منطقی دور کنه و حتما اثر داره که پیشنهاد میکنم اما خب "به من چه"
هر طور راحتید
ذهن کوچک
۲۳ مرداد ۲۲:۱۶
البته دارم سعی می کنم با سِتار برادرم که تازه خریده ارتباط برقرار می کنم :)
 اون گوشه اتاق هی چشمک میزنه میگه ول کن اون لپ تاپو... بیا پیش من... دارم سعی می کنم بهش محل ندم :)

پاسخ :

:)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
About me
خسته ام از این کویر ، این کویر کور و پیر
این هبوط بی دلیل ، این سقوط ناگزیر

آسمان بی هدف ، بادهای بی طرف
ابرهای سر به راه ، بیدهای سر به زیر

ای نظاره ی شگفت ، ای نگاه ناگهان
ای هماره در نظر ، ای هنوز بی نظیر !

آیه آیه ات صریح ، سوره سوره ات فصیح
مثل خطی از هبوط ، مثل سطری از کویر

دیدمت ولی چه دور ! دیدمت ولی چه دیر
این تویی در آن طرف ، پشت میله ها رها

دست خسته ی مرا ، مثل کودکی بگیر
با خودت مرا ببر ، خسته ام از این کویر
گزیده ای از شعر قیصر امین پور
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان