دخترک تنهای اجتماعی

من در میان جمع و دلم جای دیگر است...

جلسه دفاع

رفتم دفاع پایان نامه اش

خیلی احساسات منفی حاکم بر جلسه زیاد بود

حالمو بد کرد


دارم باهاش مقاله مینویسم

همش از دردا و مشکلات و.. میگه

من درکش نمیکنم

نمیخوام درگیر اینهمه نگاه منفیش بشم

امیدوارم اگر کار کردن باهاش بهم کمک میکنه ادامه پیدا کنه وگرنه اصلا دلیلی نداره وقتمو پای این مسائل بذارم


خدا نیاورد ان روزی را که منفی بافی ها بر فکر ادمی حاکم شود

هیچ حس خوبی در ان زندگی باقی نخواهد ماند

هیچ امید و انگیزه ای نخوهد ماند

و اگر مختار باشد به انتخاب بین مرگ و زندگی چه بسا مرگ را انتخاب کند


همیشه تفسیرم از زندگی یک زندگی حقیقتا عشق محور است در همه ی ابعاد ولو ابنکه تو قرار باشد با برخی افراد به شدت خشک و جدی و رسمی برخورد کنی دوست باید داشت تک تک لحظات زندگی را...


پ ن:

و امیدوارم سرانجام روزی با همین نگاه نظریه ی روانشناسی ام را هم تدوین کنم با مبانی دینی


۰ نظر
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
About me
افسرده نیستم از قضا در فضای حقیقی یک انسان سالم، پر انرژی و سرزنده هستم که همیشه در پی چیزی میدود
در میان جمع هم هستم منتها دلم پی افکارم هست پی انچه برایش میدوم و حتی دلم میخواهد پی انی باشد که از همگان ارزشمند تر است برای پیروی
عنوان وب اما باید تشریح شود
تنهام به این معنا که دل به دل کسی نمیدهم در تنهایی های خودم سیر می کنم و بهترین لحظات زندگی ام ان وقت هایی است که با خودم در خلوت ترین نقاط قدم میزنم
تنها نیستم چون شکر خدا انقدر دوستان و خانواده ی خوبی دارم که هر لحظه که بخواهم یک ادم خوب و سالم را کنارم دارم.
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان